غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

شعر: تو کجایی( سه هرمی) قالب شعر هرم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٢
 

 

تو کجایی

شادمان یا بینوایی

دل به دیدارت نشسته خیلی خیلی بی وفایی

ساحلِ دریای پر غم چون صنم قلبم به دستم در غروب هر جدایی

سبز می شد قهر سردم زیر پایم  . می شکستم چون هرم درکوی دردم تا بیایی

می نشینم

از خاطراتت گل می چینم

در جوارِ موج دریا بی تو تنها دل حزینم

انتظارت بارها افسانه کرده قلبِ خسته من همینم

از میان صد ستاره در جهانِ پاره پاره روی ماهت می گزینم

تو همایی

می نشینم تا بیایی

بارها در دل شنیدم رد پایِ بی صدایی

می پسندم در کنارت با همین چشمِ خمارت در سفرها با صفایی

تا نیایی کاخِ صبرم می نویسد بر سرِ در با ترانه بی بهانه عاشقانه  اثرِ حرف نهایی

تو کجایی ای همایی می نشینم تا بیایی

شعر به قالب هرم ( سه هرمی ) هر هرم 5 طبقه ( 5 مصراع)

ابداعی جدید از :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 25/11/1392

 


 
 
شعر در قالب هرم (عربی و فارسی) (دو هرم)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢
 

شعر در قالب هرم (عربی و فارسی) (دو هرم)

من می روم *

منقار تو کنده پرم /

آتش زدی  مویِ  سرم /

تو شهرِبی وفایی شاید مسکنم /

مرهم بگیرد زخم دل از آشنا بخیه ترم /

از این جهان و بد زبان از ناکسان دل می کنم /

فغان زدم داد خودم که باغ و کوچه ها شهودِ باورم/

کمک نبود از انس و جن فریادم آن صدای خفته در تنم/

دو مشتِ گندمِ رسیده دست روزگار پر دمار کوبیده شد تو هاونم/

موج زده هاشورِ غم دریای بی کران دل پوسیده شد از ریشه ها نیلو فرم/

دنیای بد نام هوس مچاله کرده شعر من با خنده ها با گریه ها از این فضا در به درم/

ای چون صنم/

دل بینوا مثلِ هرم/

دو لخته شد خو ن جگرم/

شکسته ام معکوسِ طیفِ محورم/

تو کاخ دلربایی را چو میله کنج سر ردم/

مرغ شدم رنگین کمان بی خانمان دل می خرم/

سنگِ صبورم ای جفا  به دل نما دو گنبد سبز حرم/

تو باغِ خنده های  شب چو غنچه ها  سرخم و زیبا پرورم/

اشکِ بهارِ تازه بار ناقوس مرگ و زندگی تو کشتی های شب نما هما فرم/

از خاطراتِ سرد تو بوی عذابم می دهد می خندم و می گریم و چو جغد شب ناله زنم/

کو یاورم ، مثلِ صنم ،  من می روم/

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/11/92

ابداعی جدید در دو زبان فارسی و عربی

  


 
 
نوع جدیدی از قالب شعر عربی و فارسی به نام (شعرهرمی) ابداع جاسم ثعلبی حسّانی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

از خواهران و برادران شاعر جهت خواندن این توضیحات در مورد نوع جدیدی از قالب شعر به نام (هرم) که چند سالی است که بنده در حال تعریف آن هستم دعوت می نمایم در صورت وجود ابهامات در آینده دوستان را مطلع خواهم. مرا از نظرات خودتان بهره مند نمایید  متشکرم.

قالب شعر (هرم) از نوع کلاسیک  و همشکل ساختمان هرم می باشد . همانطور که هرم از تعدادی طبقات درست شده شعر هرم هم از تعدادی مصراع تشکیل می شود .

از مصراع قاعده تحتانی هرم تا بالاترین طبقه یا مصرع نخست می باشد . با این اختلاف که شاعر از مصرع بالایی شروع می کند و به قاعده اش برسد منظور از قاعده مصرع تحتانی هست.

شعر (هرم) می تواند از 5 مصراع تا بی نهایت باشد بستگی به توانایی و تکمیل موضوع شاعر هست.

هر هرم شعر که از تعدادی مصرع درست می شود با یک قافیه ختم می شود و شعری که یک هرم دارد یکهرمی  می گویند مثل این شعر یک هرمی که به زبان  عربی نوشتم .

ما اجیت ( قالب الشعر هرم  واحد ابداع جدید من الشاعرجاسم ثعلبی (حسّانی))

ما اجیت

تذکر ابیوم الدویت

گلبک الدوانی و ابناری اشتویت

عذبتنی او مرمرتنی او سودنتنی او ما شچیت

قل لی یابه ابهل مهانه و الکراهه اشثمـــرة و اشحصلیت

صگد تکرهنی یظالم من بعید ابنار هجرک وسط قلبی هدفیت

اسئل العین المربیه قول للدمعه الحزینه صدقی لیلچ ما غفیت اتمرمریت

اتقبّل  ابرحلت حیاتی او ذکریاتی  وابسحینی النار تلهب بالگبر شب و  انچویت

روح ما اریدن اشوفک چنت شمس او تضوی عینی جبل من عارک حملته عذبت و اتعذبیت

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/11/1392

در شعر دو هرمی شاعر هم می تواند قافیه ی قبلی را  ادامه دهد و هم می تواند تغییر قافیه دهد.

در شعر بعدی که به زبان فارسی سروده ام شعر دو هرمی هست .

شعر در قالب هرم (عربی و فارسی) (دو هرم)

من می روم *

منقار تو کنده پرم /

آتش زدی  مویِ  سرم /

تو شهرِبی وفایی شاید مسکنم /

مرهم بگیرد زخم دل از آشنا بخیه ترم /

از این جهان و بد زبان از ناکسان دل می کنم /

فغان زدم داد خودم که باغ و کوچه ها شهودِ باورم/

کمک نبود از انس و جن فریادم آن صدای خفته در تنم/

دو مشتِ گندمِ رسیده دست روزگار پر دمار کوبیده شد تو هاونم/

موج زده هاشورِ غم دریای بی کران دل پوسیده شد از ریشه ها نیلو فرم/

دنیای بد نام هوس مچاله کرده شعر من با خنده ها با گریه ها از این فضا در به درم/

ای چون صنم/

دل بینوا مثلِ هرم/

دو لخته شد خو ن جگرم/

شکسته ام معکوسِ طیفِ محورم/

تو کاخ دلربایی را چو میله کنج سر ردم/

مرغ شدم رنگین کمان بی خانمان دل می خرم/

سنگِ صبورم ای جفا  به دل نما دو گنبد سبز حرم/

تو باغِ خنده های  شب چو غنچه ها  سرخم و زیبا پرورم/

اشکِ بهارِ تازه بار ناقوس مرگ و زندگی تو کشتی های شب نما هما فرم/

از خاطراتِ سرد تو بوی عذابم می دهد می خندم و می گریم و چو جغد شب ناله زنم/

کو یاورم ، مثلِ صنم ،  من می روم/

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/11/92

وزن در شعر هرم به اختیار شاعر هست به شرطی که از هر مصراع از مصراع قبلی  بلند تر باشد و مصراع  اول را بر وزن فاعلاتن یا ..... باشد  وزن مصراع ها باید تناسب خاص دارند .

این نوع شعر خیلی ساده سروده می شود و فقط احتیاج به دقت و تمرین  دارد و نیازی به کمک از دیگران نیست .

در شروع سرودن سعی شود قافیه ای که  برای شاعر آسان باشد و کلمات هم قافیه زیادی دارد استفاده کند .

این نوع قالب به شاعر کمک می کند تا بزودی و به راحتی سروده اش را تمام می کند .

منتظر اظهار نظرات ارزشمند دوستان و اساتید و بزرگان هستم .

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/11/1392


 
 
غزل : اگر شاعر بمیرد
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢
 

 

اگر شاعر بمیرد شعرش آموخـــت

هزاران زخم بی سر مرهمش دوخت

دل جویندگانـــــش پاره پاره

قلم دفتر کتابش در غمش سوخت

اگر شاعر بمیرد دردی سنگـــین

زمان در باغ و بستان آتش افروخت

اگر شاعر بمیرد مرده فریاد

بدون او ستمگر می زند سوت

کلامش آب یخ در فصلِ گرما

بمیرد  شاعری همیار طاغوت

جاسم ثعلبی (حسّانی) 17/11/1392


 
 
غزل : می پسندم درد خویش
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢
 

 

من نگفتم عاشقم تو دلبری کـــردی چرا

دل تو را دعوت نکرده داوری کـردی چرا

تا سحر بیدار و مستم می پسندم درد خویش

معدنت نقره سپیدی  زرگری کردی چـرا

می نویسم از رمانت از لبِ باز دهانت

قول بد نام زبانت محضری کردی چرا

دیگر آن عشق و رفاقت ابر شد درآسمان

های و هوی دلبری را زیوری کردی چرا

آتشت خاکسترش سرداست چون برف کبود  

سنگِ قلبت خشتِ خامی مرمری کردی چرا

جاسم ثعلبی (حسّانی) 16/11/1392

 


 
 
بی وداع
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢
 

 

خسته نشسته سالها غمگــین

همچو قناری در قفس وا کرد

زندونی بوده تهمتش سنگین

با زورِ بازو لوله ها تا کـرد

***

شکسته بالم در مسیرِ بـــــاز

در رفت و سوزش به دلم می زد

بدون پر در آسمون پـــرواز

دور شد و با طعنه می خنـدد

***

با تو دلم غریبه شد انگـــار

آخه چرا بی پرده می گفتی

تا تو نباشی قلبِ من بیمــار

تو بی وداع از دلم در رفتی

***

به خاطرم لحظه شماری کن

دور بزن حریم تنهایــی

منتظرت هستم و یاری کن

تو چون نسیمِ موجِ دریایی

***

می ترسم از رعدِ دلت امــروز

محرم رازم سال ها بـــودی

خودم می دونم این دلم پـیروز

حدس می زنم شکستی ، نابودی

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/11/1392

 


 
 
رنین الساعه /تِک تِک ساعت (فارسی و عربی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢
 

 

احس اتصوّرک ویای ، ولا غمّض جفن عینی

سهرت ابذکریاتک دوم ، او ضحکاتک تاذینی

***

صوت الشارع الفرحان ،  او رنین الساعه سکّرنی

وفر والدنیا تمطر خیر ، الطاعة ربّی ذکرنی

***

ارید اقسم و اعذب الروح ، الحد الان احبّنک

الالم ینزل علیّ الوان ، یمحبس بیدی اضمّنک

***

تعبیت اعلی درب الشوق ، بیتی امحزن الامی

القلم خاف الفتن لحظات ، ما غنّالی بنغامی

***

شبعت امن العمر والنوح ، غرگ قلبی اببحر قاسی

تخیّل لی اموت الیوم ، انحبس فکری ابوهواسی

***

معنی:

چشام بی وقفه بیدارن ، تو رو هر لحظه می بینن

همش با خاطراتِ تو ، کتابِ قصّه می چـــینن

***

توگوشم بوقِ ماشین ها ، تو ذهنم تِک تِک ساعت

اذان از آسمون تابید ، به روی سُک سُکِ طاعت

***

قسم خوردم به تنهایی م ،  هنوزم عاشقت هستم

با این دردای ناجوری ،  تو حلقه موندی در دستم

***

تو این موجِ گرفتاری م ، فضای خونه داغونه

قلم از حسِ من ترسید  ،  غزل واسم نمی خونه

***

چرا از زندگی سیرم ، چرا غرقم تو احساســم

شب و روزام خیالی تار ، همش داغونِ وسواسم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 20/11/1392

 


 
 
دو بیتی های هم قافیه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٢
 

 

در این دنیا ی آلوده بریدم

هزاران درد بیهوده کشیدم

یکی می رفت و صدها جان نما شد

تمام عمر در سختی دویدم

***

نگو جانا من از دنیا بریدم

نگو در راهِ تو سختی کشیدم

چو مجنون باش در صحرا پریشان

نگو چون سایه دنبالت دویدم

***

تو را دیدم و از رفتن بریدم

نگاهت کردم و آهی کشیدم

چو بت ماندم کنار بت پرستان

تو را دیدم سجودت را ندیدم

***

پل راه سعادت را بریدم

میان من و تو خطّی کشیدم

خیانت باعث این بی وفایی

سزایم سال ها پشتت دویدم

***

کشیدم رگ به رگ تنها بریدم

طنابِ دار دل را من کشیدم

فدا کردم تنم روحم جهانم

از این دنیا به آن دنیا دویدم

***

طنابِ وصلِ یارم را بریدم

عذابِ ترک او دردل کشیدم

شنیدم با کسی یک لحظه خندید

تو خوابی دیده ام ناگه دویدم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 15/11/1392