غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

نمی خوامت
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٢
 

 

نمی خوامت برو دیگه ، چرا حرفم نمی فهمی

زبونم قاصر از گفتن ، شدی واسم تو بد طعمی

***

نمی خوامت دلت سنگِ ، برو دست از سرم بردار

با این هذیان هر روزت ، از این زارت شدم بیمار

***

با این فریادِ بی حاصل ، تعجّب می کنم هستی

چرا خسته نمی شی تو ، یه ضبطی تو دلت بستی

***

تو می سازی و می سوزی ، فقط حرفِ دلت حرفِ

ببین بازارِ الفاظت ، برام هر گز نمی صرفه

***

خدا رو می پرستی یا ، یه بت زیرِ قدم داری

نمازت خو نمایی هست ، تو می دونی گنه کاری

***

برو ازقلبِ من بیرون ، یه عبرت می شود رفتن

اشاره کرده ابرو هام ، دل و جونم بهت گفتن

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 13/11/1392


 
 
گل صحرایی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ بهمن ۱۳٩٢
 

 

دلم می خواد از این دنیا ، بمیرم تا دلم پاکِ

بریدم خاطراتم رفت ، به زیرِ تله ی خاکِ

***

تک و تنها دلم بی تو ، تو گورستان شدم مهجور

کتابِ عشقِ دیروزم ، کفن پوشیده شد در گور

***

کنارِ صخره های سخت ، یه گل صحرایی روییده

او تنها سر پناهِ من ، به بی مهری دلت چیده

***

چرا ساییدی برگش رو ، چرا هرسم در آوردی

آخه من دورم از دنیات ، حسودت شد تو نامردی

***

اگه صد ساله عمرت شد ، شرابِ مرگ می نوشی

تو دریا آسمون هر جا ، لباسِ کوچ می پوشی

***

ببین یک ذره خندیدن ، یه عبرت واسه دیدارت

اگر دیر اومدی بازم ، همین دل میشه غمخوارت

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 10/11/1392


 
 
صدای رود
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢
 

 

مثل دیوونه حکایت می کنـی

 از جدایی هات شکایت می کنی

با غریبه فاش کردی غصّه هات

از دلِ زخمت حمایت می کنی

***

می دونم عذاب وجدان می گیری

می دونم تو قاب عکست اسیری

آخه این همون صدای آشناست

غرق اشک سیل چشمات می میری

***

هر چه می پرسم دلت سنگِ هنوز

تو خوشی هام با حسودی هات نسوز

آخه من فرزند پاک این دیار

پارگی های دلم بی غم بدوز

***

می دونم گم گشتی در جام شراب

می دونم دریای عشقت چون سراب

وعده هات آژیر بی وفایی زد

بسه دیگه روی محرابم نخواب

***

من شنیدم مهربون صدای رود

سوختم با آه عشقت خیلی زود

همه جا پوشیده شد خاکسترم

تار شد روح و روانم کس نبود

***

می دونم تنهایی حق عاشقان

می دونم وفا نبود در این جهان

با صداقت کاشتم باغِ صفا

غم ، خیانت، چیده ام از دلبران

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 06/11/1392

 

 

 


 
 
بازارِ صحرا
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢
 


تو این شهرِ پر از آشوب ، نمی مونم دلم تنگِ

برو از قلبِ من بیرون ، نمی خوامت دلت سنگِ

***

نه تو لیلا نه من مجنون ، همش در عشقِ درگیری

دلت درمون نشد انگار ، بگو از زندگی سیری

***

شبا می لرزی از سرما ، روزا سرگرمِ آوازت

تو اشکات غرق شد چشمام ، همش می جنگی با سازت

***

تو می سوزی ترو خشکم ، دلت آتش فشان گردید

چو اشکِ شمعِ شب خوابم ، مذابت بر تنم بارید

***

نه تسلیمم نه دلبسته ، شکستم اون غرور از شر

تو گوشم پنبه جا دادم ، از این فریادِ درد آور

***

تو دل این حسِ تنهایی ، برام آهسته می خونه

دلم بازار صحرا شد ، ولی قلبت پشیمونه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 11/11/1392


 
 
بازارِ صحرا
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢
 

 

تو این شهرِ پر از آشوب ، نمی مونم دلم تنگِ

برو از قلبِ من بیرون ، نمی خوامت دلت سنگِ

***

نه تو لیلا نه من مجنون ، همش در عشقِ درگیری

دلت درمون نشد انگار ، بگو از زندگی سیری

***

شبا می لرزی از سرما ، روزا سرگرمِ آوازت

تو اشکات غرق شد چشمام ، همش می جنگی با سازت

***

تو می سوزی ترو خشکم ، دلت آتش فشان گردید

چو اشکِ شمعِ شب خوابم ، مذابت بر تنم بارید

***

نه تسلیمم نه دلبسته ، شکستم اون غرور از شر

تو گوشم پنبه جا دادم ، از این فریادِ درد آور

***

تو دل این حسِ تنهایی ، برام آهسته می خونه

دلم بازار صحرا شد ، ولی قلبت پشیمونه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 11/11/1392


 
 
غریبه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢
 

 

غریبم من تو شهرِ تو ، چرا حرفای تو تنـــدِ

رسوبِ خاطراتِ تو  ، هنوز رو قلبِ من مونده

***

نمی خوام با تو برگردم ، دلم شورمی زنه انگار

خیانت در لبای تو ، نشونی می دهد هر بار

***

از اون دریای آزارت ، هنوزم دلم پر خونه

نمی گردم تو آغوشت ، نمیشه برو دیوونه

***

قسم خوردم به آیینم ، به شب بیداری و سوزم

نمی بینم تو را هر گز ، اگه دیدم سیه روزم

***

برو آتیش زدی خرمن ، دیگه عزّت نمی مونه

تو صندوقِ دلت پر کن ، از این حرفا فراوونه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 08/11/1392

 


 
 
دو بیتی های باد برده
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢
 

 

وطن گلگون نما کرد شیر شیران

سپاهی ساخت سرداران میدان

ولایت سر بلند چون برج میلاد

احاطه کرده دنیا عشقّ ایران

***

خروشان بی گمان نصفِ جهانم

گلستان ریشه زد در آسمانم

منم دریا منم باران منم عشق

منم در کوه دردت دیدبانم

***

تو می سازی و من می سوزم از درد

تو می نازی و من در کلبه ای سرد

عدالت نیست در قانون قلبت

ستمگر با تو ام بر پا عقب گرد

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 11/11/1392


 
 
آهنگ عشق
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢
 

 

تو ای دل مهربان با من چه کردی

چه آهی از دلم دیدی چه دردی

چرا شکوه چرا ناله چرا غم

چرا گریه چرا باران چرا نم

مگر از دل خطا دیدی شنیدی؟

چرا یکدفعه از قلبم بریدی

تو تاریکی چراغِ روشنایی

چه دیدی دل پسندیدی جدایی

گناهم چیست ناگه من بسوزم

به نالیدن سپردی شب وروزم

دلت می بیند آن اشکِ بهارم

به چشمانت دلم را می سپارم

نرو تا دل ببیند زخم رازت

بسوزم گرچه دل جوید نیازت

کنارت دردِ من آسوده گشته

طبیبِ دل تویی ای گل فرشته

بدونت آسمان پر ابر و دود است

ملاک عاشقی بود و نبود است

به قابِ عکس تو مستِ نگاهم

نپرسیدی یه لحظه از سراغم

هوای دیدنت در من اثر کرد

به دنبالت دلم قصدِ سفر کرد

دلم می خواست پیشت باشم امروز

خدا می داند این سوزش نه دلسوز

بیا بی غم بشین بر قلبِ خسته

تک و تنها لبِ دریا نشسته

کنارم ساحلِ عشق آفرینی

نمی گم جای دل تا تو ببینی

کلید شادی در دستت عزیزم

نیایی با جهانم در ستیزم

بیا با روی خوش چون ماهِ پریا

بتابان در اتاقم رنگِ دریا

فضای خانه موجی آفریده

گمانم روی تو هر گز ندیده

تو پروانه شدی در باغ و بستان

بگردان شمع روشن در گلستان

ولی آهنگِ عشقت کم صدا داشت

دو تا نیزه تو قلبم بی خبر کاشت

جاسم ثعلبی (حسّانی) 14/11/1392