غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

زلال اعتماد فارسی و عربی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳٩٢
 

 

آب رفته اعتماد

باز ویرانه شده قصرِ جهاد

مرگ و میر آسان گشته در دیار عاشقان

برج ها آباد شد ناگه فتاد

از ظلم و آزارو فساد

معنی:

بعد ما عندی اعتماد

اتکسّر اتهدم ابعنوانه الجهاد

الموت سایر عدنه اصبح فی دیار العاشقین

ابراج شیّد هدّم ارکان البلاد

من اثر هذا الفساد

جاسم ثعلبی (حسّانی) 08/10/1392

 


 
 
شعر زلال جنة الفردوس / بهشت فردوس( فارسی و عربی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ دی ۱۳٩٢
 

 

هستم و سر مستم

در قلبِ تو افسار دل بستم

شهر ودیارت همچنان چون جنة فردوس

دل عاشقانه می کشد دستم

حرمتش نشکستم

معنی :

سکران انه ابحبک

ضمنی السدرک آه وحق ربّک

دارک عمامک بیت الی یا جنة الفردوس

الحب نهض جر ایدی الی گلبک

ما خالفت دربک

جاسم ثعلبی (حسّانی) 07/10/1392


 
 
پادشاه عشق
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢
 

 

تو برو تنهای تنها ، دیگه آرزویی نمونده

شعله ی سرخِ دلم رو ، همه پل ها رو سوزونده

***

دیگه پادشاهِ عشقم ، طاقتِ دیدن نداره

همه جا ابرش گرفته ، چشم باریدن نداره

***

وعده ی دیدار پایان ، خط زدم از سرنوشتم

می مونم رو موج دریا ، بی تو ای باغِ بهشتم

***

داد و فریادم تمومه ، حسِ این دوری کشیده

واسه زنده بودنِ من ، اشکِ دل زوری ندیده

***

بی خبر میرم تماشا ، به دیارِ بی پناهم

ای خدا من و نبینی ، می دونی خسته تو راهم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/09/1392

 


 
 
زینب زهرا (س)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢
 

 

کربلا زینب عزراء آمده ، مونس و همدم زهرا آمــــــده

واسه دفنِ جثه هادر شب چرا ، سیلی از امواجِ دریا آمده

***

بی برادر مانده زینب ای خدا ، دو کف عباسش از تن شد جـــدا

شاهدان جمله به خون غلتیده اند ، قطع سر در جنگ ها رسمِ چرا

***

او شنیده قصه ی تسلیم باغ ، قلبِ زینب شرحه شرحه در فراق

ای مدینه همسفرهایش کجاست ، سوختند در آتشِ ظلم و نفاق

***

تک و تنها قاصدک بی من نسوز ، با کفیلم حرف ها دارم هنوز

ساقی کوثر کجا افتاده ای ، با اسیران درد خوردم شب و روز

***

دیده ها غمگین و در ذهنم سراب ، با دلیران خودم دارم عتـــاب

گور کن یک لحظه آرامش بده ، ای برادر خسته ام بی من نخواب

***

ای مریدان همرهان ماتم کنید ، با ابو الفضل و حسین دفنم کنید

طاقت این همه دوری ندارم ، با لباس عفتم کفنم کنیــــــــد

***

شاعر اهل بیت : جاسم ثعلبی (حسّانی) 02/10/1392


 
 
ناموس
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢
 

دل شکستهدل شکستهدل شکستهَ

آب ها رنگِ حیات

قابِ عشق و زندگی

می سراید با ترانه

عزت و آزادگی

هلهله کن رود کارون

با هر نوا در شهر ما

ناموس هر دلبستگی

خون پاکش در رگِ ما

جاری گشته سالها

دکتر و داروی ما از ماتم و افسردگی

حامل صلح وصفا

روی پهلو های آن

کشتی ها همچون قطاری در کویر

باز می پیماید آن راه دراز

یک تماشا خانه در راز و نیاز

می کشاند هر جهانگردی غریب

یک کلید همه کاره در دیار

جلب می کرد آدمی از هر تبار

ساحلش همچون بهشت

لحظه ها در دل نوشت

آبسیر هر جمادی دور دور

آب شیرین چون زلال

در مزارع دف زده آهنگ آن

نخل و نخلستان بدان پوشیده جان

رقص در ساحل ببین وقت طلوع

با نسیم صبح می نازد چنان

جای هر بی خانمان

جای کوچ دید بان

جای هر غمگین و هر قهر زمان

با مسافر خواند آهنگی عجیب

پل هلالی شاهد مکر و نحیب

مرغ ها در هر صباح و هر غروب

ظهر ها در آسمانش شادمان

یک بهشتی بود در قعر وطن

باز هم می شنوم از صیاد رود

قایقی خفته در آن

در کنار تور ماهی گیر شب

زنده زنده بازی چنگ شکار

صید بی همتا ببین

عشق کارون اینچنین

همین یک خاطرها مانده از وفا

قصه می گوید بلمچی از دیار

تو بیا با چشم باز

بشکن این قفل دراز

تکه گِل خشکیده گویا رو زمین

هر جزیره یک نگین

ای سفر کرده کجا

ای بهار آشنا

جبر بوده یا رضا

بی خدا حافظی رفتی نازنین

باز برگشتن نداری ای امین

ابرها سایه زده روسینه ات

باز باران می شود اشک شما

گریه ها و غصه ها

جای پایت ماند یک ظرف ندا

ای خدا و ای خدا

مرده رودم بهر احیای نما

در دیاری که طلا کاری شده

بی نیاز از غصه ها

همه استادند با شهرت و نام

ولی تا می گویم آبت شد جدا

صد هزاران فتنه می شد در هوا

کافری بر چسب می بینم چرا ؟

 آخه چرا؟

خدا چرا؟

جاسم ثعلبی (حسّانی) 02/10/1392