غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

جنگِ طف 16 شامِ غریبان
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩۱
 

 

ابن سعد غرّید و میدان بان کرد ، ختمِ جنگِ طف سریع اعلان
کرد

دسته از اطفال در ظلم و ستم ، مادرانی کوچ کرده در الــــــــــــم

پسران از ترسِ کشتار یزید ، ول شدند در دشتِ کفّار پلیـــــــــــــد

تک سواری دیده می شد در کنار ، ساجد دل ها شده در پشتِ کا ر

یک زنی چون شیر می غرّد دلیر ،  در صفوفِ اسرتِ آل امــــیر

همه گریان همه خسته از جفا ، رفته اند آن قافله از دل جـــــــدا

روزِ سختی بی حسین شب کرده اند ، هر دو در این دردها تب
کرده اند

باز دید کفر از اهل و عیال ، قاصدک در ذکرِ آن گفته ســــــــــــــــــــوال

بی احترامی با اسیرانِ نبرد ، سر حسین بر نیزه بردن خیلی
درد

زینبان تا شام برهنه رفته اند ، نعلِ پای خویش کهنه کـــــــرده
اند

قافله می چرخد وچرخش عجیب ، مثلِ دوستی مانده بی مکر و فریب

ابن سید المصطفی را کشته اند ، بهرِ پول و جاه آن سر برده
اند

عائله سجاد و زینب اسیر است ، سکینه شیر زنی بی نظیر است

اولین شب در غروبی آمدند ، همه با درد و نحیبی دل زدنـــــــد

اولین شب نیست عباس و حسین ، بر ترک زین جوشید زین العابدین

صبح شد سر کاروان راهی شده ، نزدِ چشمان مستند گاهی
شــــــــده

شب به شب اخبار می سازد فریب ، اولاد زهرا کرد تشبیهش  غریب

ماندند در راه با ناله و غم ، افزون شد در جیب ملعونان
ســــــــــــتم

 

جاسم ثعلبی (حسّانــــــــــــی) 09/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 17 اسرا در راهِ شام

 


 
 
جنگِ طف 15 آتش زدنِ خیمه ها تو سط لشکر یزید
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
 


 

یزله ی شادی به خوبی آمده ، با صدایِ پای کوبی آمـــــــــــــــــــده

تیز رو  تابیده آن
اسبِ حسین ، شیهه می زد در فضایِ مخلصین

نزدِ زینب رفت و اشکایش فتاد ، خبری از جبهه در قلبش نهاد

داد زد زینب حسین جانم کجاست ، اسبِ داداشی بگو دل در فناســـــت

دستِ خود بر زین نمود بهرِ وصال ، لا به لایِ تپه ها گشت
این  جمال

حورا می گرید و می نالد خدا ، وقتی دیده جثه اش  از  سر جـــــدا

لعنتی ها سر حسین را برده اند ، بهرِ ابن ازیاد دعوت خوانده
انـــــد

گریه زاری در مسیرِ مطلعش ، همه جا پر خون گشته مصرعش

کوفیان شادابِ پیروزی شدند ، زینبان با ناله خود سوزی شدند

بست چشمانِ سفر کرده درود ، از خیمه گاه فواره شد آتش و دود

تا  رسیده در کنارِ
خیمه گاه ، دید آتش می گشاید پرتگــــــــــــاه

قوم بد کرده ستم بارِ یزید ، مزه ی تلخی به زینب ها چشــــــــید

اطفالِ مسلم از لهیبِ روزگار ، پای بگشوده به راهی در فرار

هر کدام در سرزمینی پا نهاد ، موجِ دیدِ کفر بر ساحل گشاد

یکایک در زیر سم ها له شدند ، در غروبِ آفتابی مه شدند

دو تا از فرزندِ زینب ناپدید ، وقتِ آتش زدنِ خیمه شنیــــد

یک طرف هلهله شاد و رقص بود ، یک طرف ناله و فریادی گشود

زنجیر بستند عابدانِ جاودان ، در سفر رفتند به شامِ
دشمــــــــــنان

 

جاسم ثعلبی (حسّانـــــــــــــــــی ) 08/09/1391

منتظر سروده ی بعدی جنگ طف 16 شامِ غریبان


 
 
جنگِ طف 14 شجاعت و حمله ی امام حسین (ع)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ۱۳٩۱
 


 

خواندم در کربلا ظلم و ستم ، از سرودن درد می پیچد دلـــــــــــــــــــم

اشکِ چشمم رود جاری می شود ، بر دوش خسته همچو باری می شود

قصه ی تنهایی  در
جنگِ حسین ،  انتقامِ واضح از جنگِ حنیــــــــــــن

وقتی نورِ ساقی ها خاموش شد ، سرورم در حمله اش بی هوش شد

قطع کردند دو کفِ دستِ دلیر ، تیر کوبیدند به چشمِ آن وزیــــر

چند نیزه سینه اش را باز کرد ، روح ابو الفضل با حسین پرواز
کرد

مشغولِ نالیدن شده در احتضار ، جان فدا کرده دلش با افتخــــــــــــار

دودِ عنبر در هوا پیچیده شد ، بویِ ابنِ فاطمه جوییده شــــــــــــــــد

هر که هستی قسمت دادم به دین ، سر نبر تا بو کنم جسمِ حسین

الخلاصه درد و زاری شد زیاد ، اهل حق در ناله و دشمن چه شاد

روحِ عباسِ حسین پرواز کرد ، گریه و زاریِ زینب باز کـــرد

کودکان در خیمه جوشان آمده ، در نهایت جسمِ بی جان آمــــــده

دشمنش بازویِ عباس را برید ، ابو الفضل به آرزوی خود رســــــــــید

با حماسه عذر خواهی کرد ز دست ، در بغل داداش خود را چشم
بست

ابنِ زهرا یاوری مصلح ندید ، ناله های تشنه ی اطفال شنید

گفت زینب جان حمایل را بده ،  مشکِ آبی 
با وسایل را بده

جانِ من خواهر همان سجاد را ، در غروبم عدل یار آباد را

دردِ من سکنه و اطفال و عیال ، رهبری کن عائله جانم ننال

شیر زن باش خواهرم در سفرت ، وقت دیدارم جهانِ آخــــــــــــــــرت

اشک ریزان  به تن
کرد جامه ی جنگ ، با شجاعت دل اسیرِ دردِ سنگ

با وداعش قلبِ خواهر شد حزین ، ای مسلمان عشقِ زینب را ببین

سایه کم کم در ظهور آمد پدید ، سرور میدان دلِ دشمن رسید

شیر جوشان قاصدِ جنگ آمده ، با سر و جان در پی مرگ آمده

ساعتی در میمنه دل شد پدید ، لحظه ای در میسره سرها برید

خیلی از کفار با طعنش فرود ، سوز داد اجسام در آتش و دود

جبهه ها از ضرب سیفش الفرار ، ابن حیدر چون علی در کارزار

حدسِ دشمن هان علی ظاهر شده ، سیفِ ذوالفقارِ خود ماهر شده

ترس دارند از علی در قهرِ باز ، فرصتِ قتلش شده وقتِ نـــــماز

جمع کرده جبهه ها در یک مسیر ، می خروشد بر ستم میدانِ شیر

خشک شد حلقومِ سر دار از عطش ، خون می بارید نم نم از سرش

لحظه ای یک سایه جوییده کنار ، یک نفس را تازه کرده در مزار

ناگهان با مکر صد تیر آمده ، جسمِ پاکش طعن شمشیر آمــــــــده

روی شمشیرش دلیرم تکیه کرد ، وسطِ میدان پریشان در نبرد

ساعتی پیچید از درد و الم ، با خدا راز و نیازش درد و غـــــــم

شمر آمد ضربه ای زد در سرش ، جرقه ای زد قلبِ نازِ دختــــــرش

در زمین افتاد دو سر بالا نهاد ، سویِ خیمه گاه دو چشمش را
گشاد

دل به دلبندِ خودش تسلیم کرد ، انقلابی در جهان تنظیم کـــــــــرد

روحِ او با روحِ یارانش دوید ، در بهاری سبزگل هایش
کشیـــــــد

 

جاســــــــــــــــــــــم ثعلبــــــــــــــــی (حسّانـــــــــــــــــی)
07/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 15 
آتش زدنِ خیمه های امام توسط لشکر یزید

با من همراه باشید و اجر ببرید که در قیامت حسین یاور
شیعیان اســــــــت .

 

 


 
 
جنگِ طف 13 شجاعت و حمله ی امام سجاد (ع)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱
 


 

کوفیان دل هایشان چون سنگ شد ، اخذ بیعت از حسین کم رنگ شد

کوچ کردند شاهدان با افتخا ر ، رسم کردند گنبدِ عشق و مـــــــزار

هر کدام با خاطره دل باختند ، قله ی پیروزی زیبا ساختــــــــــــــند

زخم کردند ارتشِ سرخِ یزید ، اعلان کردند صفتش دیو و پلــــــید

دلِ سجاد از خطر آگاه بود ، از نیک مردان با پدر همراه بــــــــــود

در کربلا عابد چه بیماری کشید ، سویِ بابایش به تنهایی خـــزید

گفت آماده شدم بهرِ نبرد ، طاس و شمشیری بده جز من نگـــــــــرد

ما دوتا ماندیم و میدان و جهاد ، رخصتی ده تا بکوبم آن عنــــــــــاد

درد دارم از مریضی خسته ام ، راهِ چاره در ستیزی جســــــته
ام

جان زهرا راه را بر من گشای ، دلم جوییده صفا با آن خــــــــدای

زود آمد عمه با آه و فغان ، در اسیری مردِ دل با من بـــــــــــــــمان

این همه اطفال قاصر در سفر ، تک و تنهایم  مسیرم پر خطــــــر

ریخت از غم اشکِ زین العابدین ، گفت ای زینب ستمگرها ببیــن

دور تا دور حرم دیوار و دود ، قصدِ جان پدرم خواندند چه زود

با شهامت سوی میدان پا نهاد ، عمه اش غش کرد و سر راهش فتاد

وصفِ صحنه در سرودن خیلی سرد ، کاش بودی نزدِ میدانِ نبرد

مصحفِ قرآن حسین را باز کرد ، سوره ای از متن آن آغاز کرد

انما الارض ترثها الصالحــین ، ما سکنها غیر ناس
العابدیــــــــــــــن

جان دل با عمه ات ماندن صلاح ، سر زمین بی ما نمی شد در
فلاح

وقتی جان می دهی در راهم شهید ، بی تو بابا بوی نسلم ناپدیــــــــد

آن تویی فانوسِ دیدِ شیعیان ، بی پدر سجاد می لرزد
جهـــــــــــــان

می رسد مهرِ امامت دستِ توست ، با دعایت راز کن عشقِ
نکوســـت

 

جاســــــــــــــــــــم ثعلبــــــــــــــی (
حسّانـــــــــــــــتی) 06/09/1391

منتظر سروده ی بعدی جنگِ طف  14  شجاعت و شهادت امام حسین (ع)


 
 
جنگ طف 12 شهادت برادران ابو الفضل (ع) جعفـــــــــــر و عـــــون و عثمـــان (عبد
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱
 

 

 

وقتی گلهای صحابت چیده شد ، نورِِ نابِ هاشمی تابیده شـــــــــــــــــــد

ابو الفضل با همقطاران آمده ، رمز حمله کوی آنــــــــــــــــها
در زده

سه جوانِ آبدیده دعوتند ، پیشِ عباس پر بها در ثروتــــــــــــــــــــــــند

صف شدند در وادیِ 
جنگ و جدال ، رجز دادند زبده را ماندن محــــــال

ابو الفضل یاران خود تشویق کرد ، سوی جبهه جان به کف تبلیغ
کرد

جعفر و عون چون گلِ شب تاب را ، آقا عبد الله گلی در قــــــــــــاب
را

پیشِ سردارِ شهیدان گفته اند، در وداعِ سختِ میدان رفــــــــــــته
اند

خواندند اعراض کردند درس ها ، با حسین افراز کردند تـــــرس
ها

ساعتی نوحه و دلداد و عتاب ، در نفس پیچیده نورِ آفتــــــــــــــــــــاب

با شجاعت سویِ کفر راهی شدند ، بینِ جیشِ کفر چون کاهی شــــــدند

سی هزار شیطان کجا سه تن کجا ، سر بریدند در توانی از وفــــــــا

کوفیان یارانِ دل بازیچه کرد ، دلِ پر شورِ حسین دل پیچه کـــــــرد

چون درختِ میوه رس دل داده اند ، از بلندی رو زمین افتاده
انـــــــد

قاصبان در جسمشان تمثیل کرد ، همه اعضای سه تن تنزیـــــــــــــــل
کرد

نورِ حق در آسمان تابش نمود ، ابو الفضل با بیرقش جبهه گشـــــــــــــــود

باز کرد جمعیّت و شمشیر به راه ، در زمین باریده دل های سیــــــــــــــــاه

دو هزار کوبید زمین را فرش کرد ، خیلی از کفار فرار از عرش
کرد

کوی اخوان ناگهان جوییده است ، همه را در یک مکان پوشیده اســـــــت

درد و ناله غصه و غم نم شده ، از دوری یاران  تو دل ماتم شـــــــــــــــد ه

دلِ عباس را از همان لحظه تپید ، وقتی عون و جعفر و عثمان
ندیـــــــد

 

جاسم ثعلبی (حسّانـــــــــــــــــــی ) 06/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 13 
شجاعت علیل کربلا

امام سجاد علیه السـلام  
جزاکم الله خیــــر الجزاء

 

 


 
 
جنگِ طف 11 شجاعت و حمله ی اصحابِ امام حسین (ع) به فرماندهی زهیر بن القین ــــ ح
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱
 

 

روزِ دهم روزِ پر آشوب و درد ، روزِ درگیری و سختی در نبرد

یاورانش  قطره در
دریایی دید ، جمع کرده شیر درنده یزیــــــــد

در نمازِ صبح یاران جمع کرد ، در دلِ شب دردِ دلها قمع
کـــــــرد

عاشقان را خوب تصفیه نمود ، در گلستان راهِ آزادی
گشــــــــود

شرح داده قصه ی جنگ و ستیز ، قلبِ خسته کوفته فردِ مریض

قهر در جنگِ امامت شد معاف ، راهِ جان دادن گرفتند بر خلاف

هفتاد و هفت شیری به میدان خوانده شد ، ترس و وحشت از ته دل
رانده شد

زهیر ابن القین  در
میمنه ماند ، ابن مظاهر اسدی میسره خواند

پرچمِ خود را به داداشش سپرد ، ساقیِ کوثر از آن غصه نخورد

جیشِ دشمن همچنین یک جوری دید ، از زبانِ کافران کم کم شنید

عمر حجاجِ تمیمی در یمین ، در یسارش شمر ذوالجوشن کمین

ابن سعد در وسطِ میدان نشست ، روبرویِ ابو الفضلم کمر بست

کوفتند یارانِ دل وقتِ نماز ، ارتشِ صدها هزار با برگ و ساز

چند یاور به شهادت رفته اند ، اولین اشهد نابی گفتــــــــه
اند

کوفیان آغاز کردند جنگ طف ، حرمله فرمان داده وا اسف

قلبِ اصحابِ حسین دلخون شده ، از فشارِ گرگ ها داغون شده

رجز ها خواندند و فرصت کرده اند ، سوی میدان کسبِ رخصت کرده
اند

با اشاره حمله ور شد دو جناح ، راست و چپ با نیزه شمشیر و
سلاح

دوست دارانِ شهادت بوده اند ، از حسین گویا رشادت برده اند

گرد و خاک تاریک کرده صحنه را ، ضرب شمشیر باز کرده طعنه را

همه جا کشتار و درگیری گشود ، رنگ خونِ شهدا زرین نمود

ساعتی پرچمِ یاران سربلند ، کوفتند یاران باطل در کمند

سیلی از طوفانِ دشمن ناپدید ، مزه ی تلخِ شکستن را چشید

ناگهان لشکرِ آماده گمارد ، ابن سعد و حرمله جویا به داد

دلبران خسته و تشنه در کمین ، بین دو فرقه ی دشمن شد حزین

مثلِ باران قطره قطره ریختند ، خونِ پاکِ خود به شن آمیختند

همه در صحنه زمین گیر شدند ، از لذت دنیا جهان سیر شدند

عاقبت یاران خدا را یافتند ، در محرم با حسین دل باختند

الفاتحه بر روحِ پاکِ شاهدان ، با صلاة و صد درودی بر زبان

ماند رهبر با ابو الفضل و عیال ، ناظر فضل شهادت در کمال

هاشمی ها تک و تنها مانده اند ، فاتحه بر رفتگان را خوانده
اند

جثه ها با شور و شان آورده اند ،  جای پای رفتگان  خوابانده اند

صد سلام بر روحِ آنها صد درود ، حیف در وقت شهادت دل نبود

 

جاسم ثعلبـــــــــــــــــــی (حسّانـــــــــــــــــی)  05/09/1391

منتظر سروده ی بعدی جنگ طف 12 شهادت برادران ابو الفضل

جعفر و عون و عثمان (عبد الله)  باشید اجرکم الله جمیـــــــعاً

 

 


 
 
جنگِ طف 10 شهادت علی اصغر طفل شیر خوار امام حسین (ع)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ آذر ۱۳٩۱
 

 

حرمله بیداد کرد در کینه اش ، شیرِ مادر خشک شد در سینه اش

علی اصغر طفلِ میدان شد شهید ، از طفلگی لذتِ شیر خوردن ندیــــــــــــــــــــد

گریه زاری کرده شب ها را نخفت ، با بی زبانی عطشِ دل را نگفــــــــــــــــــت

مادرش بچّه به زینب داده است ، صبر وی از این عذاب افتاده اســـت

تاب دادند بچّه در گهواره اش ، چشمِ او در خواب رفته بــــــــــــــــــــــاورش

از خیمه گاهش صدا زد آقا حسین ، بچّه بی تقصیر در جنگ و کمـــــــــــین

کاش سویِ قومِ کافر می بری ، از تشنگی  ها دیر می جنبد ســــــــــــــــــری

گفت ای زینب دل رحمش کجاست ، رفتنم با بچّه در حکمِ خطاســــــــــــــت

برو از سینه ی مهتاب شیر ده ، بچّه از تشنگی ها را ســــــــــــــــیرده

گفت داداشم دل و جانش گشود ، ذره ی شیری تو پستانش نبـــــــــــــــــــود

ماندنش تشنه بمیرد این گناه ، ببر پیشِ قوم  ببین صدق و تــــــــــــــــــــــــباه

تاب داد عمامه بر سر این دلیر ، با دو دستش برد طفلک چون
اسیـــــــــــر

گفت ای قوم یزید دارم سئوال ، با حسین در جنگ هستید یا عیـــــــــــــــــال

زن و بچّه درد دل افروختند ، با بی گناهی در این گرما
سوختــــــــــــــــند

علی را جان و کبد خشکیده است ، مدّتی شیر و غذا نادیده
اســـــــــــــــت

در تمامِ جنگ هایِ این جهان ، زن و بچّه و علیلان در
امــــــــــــــــــــــان

حرمله با تیر ِ خود داده بیان ، تیر در حلقومِ بچّه زد
نـــــــــــــــــــــشان

قطره ی خونی نجوشیده از آن ، در عطش خشکیده رگ هایش زمان

تپشِ قلب در جسد بی ساز کرد ، جانِ اصغر در فضا پرواز کـــــــــرد

 

جاســــــــــــــــــــم ثعلبـــــــــــی
(حسّانـــــــــــی) 04/09/1391

سروده ی بعدی جنگِ طف حمله و شهادتِ اصحابِ امام حسین (ع)