غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

ناز نکن
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱
 

 

ناز نکن دلم گرفته ، در عزایِ رفتنــــــت

خاک کردم خاطراتت ، بی اثر برگشتنت

***

دلم در سوگش نشسته ، برو راهت و بگیر

از دیارم دور شدی تو ، جای دیگه شد اسیر

***

شدی مثل یه ستاره ، آسمونت تب کشـــیده

زیرِ ابرِ بی بهارم ، از غروبت غم خریده

***

نمی خوام پیشم بیایی ، برو ابروهات و پر کن

دلم با تنهایی جور شد ، با غریبه ها تو سر کن

***

بی نیازم از ترحّم ، دلِ من آغــــــوشِ دردِ

تو ستمکاری رفیقم ، آسمونت خیلی سردِ

***

تویی سنگربانِ دشمن ، دیدبان و سر بداری

می شمارم طعنه هاتُ ، واقعاً تو بی بخاری

***

از لوحِ چشمایِ وجودم ، خط زدم نامت همیشه

نمی خوام یادت بیارم ، باز گشتِ تو نمیشـــــه

***

تو قشنگی مثل خورشید ، کاشتی عشقت تو جونم

ولی ترست از فرشته ، سایه اش تو آسمونـــــــم

***

همیشه درگیر عشقت ، سال ها تو  غم نشستم

تو مریضی های دردت ، به کسی چیزی نگفتم

***

می مونم تو کاخِ قهرم ، بتِ هر عشقی شکستم

عاشقِ نامت همیشه ، درِ چشمات و نبســـــــتم

***

جاسم ثعلبی ( حسّانی) 12/09/1391

 


 
 
قسمت میدم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۱
 

 

قسمت میدم به جونت ، آتیشم نزن دوبــــــاره

می میرم درونِ عشقت ، با غروبت ای ستاره

***

روزها بی تو چه دردی ، دلِ مظلومم کشیده

توی باغِ زندگی رو ، شبی آرامش ندیــــده

***

بی تو رفتن در سفر رو ، دل به تنهایی نمیره

لذتی نداره گردش ، در غم و غصّه اســیره

***

بیا با عشقم صفا کن ، مثلِ قصری در بهشــــته

می گذره روزت به شادی ، در بهارِ سرنوشته

***

لیلی مجنونت شدم من ، نرو در قلبم نشستــــــــی

می دونم حرفت یکی بود ، شادیِ دشمن شکستی

***

آشتی کن دارم می آیم، با دلم جوری وفا کن

غم و غصه و فریبی ، از دلت جونم جدا کن

***

تو یه دسته شاخه گل رو ، دل و گلدون شاد کردی

در هوای سرد و برفی ، عشقِ دل آباد کـــــــردی

***

قول میدم در کنارت ، لحظه ها دردت به جونم

می پرستمت عزیزم ، بعد از آن عشقِ درونـــم

***

شب وروزم دل به یادت ، لحظه ها خوابش  چه سخته

عید و جشن و شادمانی ، 
تو دلم تابش نرفتــــــــــــــه

***

پاشو وقتِ دلربایی ، با عسل زخمم دوا کن

سال ها دوری کشیدم ، با وصالت دل صفا کن

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 14/09/1391


 
 
جنگِ طفِ 20 انتقام از قاتلانِ امام حسین علیه السلام توسط مختار ابن عبیده ثقفی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱
 


 

یک ستاره نور زد در آسمان ، دور زد یک تابشی در این جهان

مختار جوشیده به نام اخذ ثار ، مردِ زیرک پاک کرده این دیار

از یاورانِ حضرتِ آل علی ، بر ظلم و عار و قتل پوشیده دلی

مدتی زندان برفته بهر فکر ، یاور ایمان و شب بی خوابِ ذکر

الخلاصه شورشی کرده به تاز ، همه در دعوت ایشان سر فراز

اثرِ ضربِ زیاد بر صورتش ، ماند بر چشمش اثر از دعوتش

هدفِ او محو استبدادِ شام ، از قاتلان با عدل گیرد انتقام

با شعارِ یا لثارات الحسین ، کشت و کشتارِ یزیدان در کمین

اکثرِ یارانِ او ایرانی اند ، لشکر سرخ حسین را حامی اند

عدل و دادش  ماه شد
در لشکران ، کشت سیصد تن از آن کفرِ  جهان

عمرِ سعد و حکیم ابن الطفیل ، شمر ذوالجوشن خولی در سبیل

منقذ ابن مره و ابن سنان ، حرمله حجاج و بن خارق چنان

کشت و تار و مار کرده قاتلان ، هر کسی شمشیر زد بر  دلبران

سرِ شمر و عمر ِ سعد را برید ، در کنارِ قصرِ خود جانانه چید

آنکه سر تاجِ امامت چیده است ، ابن سنان از گردنش ببریده
است

قطع کردند بند انگشتانِ خویش ، چون بریدند دست با پاها به تیش

تنِ زنده را به دیگ انداختند ، سرخ کردند شعله ای افراختند

قطع کردند تن خولی صبحگاه ، جسدش در آتشین سوزد به کاه

کلبی دردِ قطعِ انگشتان چشید ، چونکه تک انگشتِ مولا را
برید

حرمله و صله به وصله پاره شد ، در همین نادانی ها آواره شد

قاتل عباس حکیم ابن الطفیل ، تیر باران گشته مرده چون ذلیل

............................،...........................

جاسم ثعلبی (حسّانی) 13/09/1391

در اینجا خاتمه ی سروده های جنگ طف اعلام می نمایـــــــــــــــــــــم

از همه ی دوستان که در کلبه ی عزاداری دلم حضور پیدا کردند

تشکر و قدردانی می نمایم و امید وارم  آرزوهای به حــــــــــــــــق

همه ی عزاداران 
برآورده شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود .

 

 

 

 


 
 
جنگ طف 19 انقراض سلسله ی بنی امیّه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱
 

 

آغاز شد سلسله ی زشت یزید ، در چهلم هجرت از شامی جهـــــــــــــــید

تا صدو سی ودو هجرت مانده است ، پدر در سختی یزید را  خوانده است

فردِ بد نامی ولیعهدی گزید ، نورِ پاکِ مرتضی مهتابی دیـــد

در پی قتل و ستم های زیاد ، گم شده شاربِ خمری در عناد

با معاویه ی دوم دست داد ، در ظلمِ خود با مهرِ نیکان در فتـــــاد

تا رسیده حلقه مروانی به دست ، آل حمار بر سرِ کرسی نشست

منقرض شد سلسله کم کم چو دید ، قیل و قالِ آل عباسی شنید

ابو مسلم در خراسان یاد باد ، با ابو العباسِ سفاح دســــــــت
داد

لشکری از این بلاد را جور کرد ، قهر و قمعِ آل حمار دور کرد

جنگِ سختی حق و باطل شور شد ، قدرتِ آلِ امیه کور شـــــــــــد

ابو  مسلم بر لشکرِ
ظالم دوید ، ثارِ قتلِ الحسین از آن کشــــــــــــــــید

لشکرِ مروان عقب گر کرده است ، سوی کوفه یک شکستی برده است

همان جا  عباسیها در
گیر شد ،  بارِ دیگر با شکست دلگیر
شــــــد

کول کرد باقی یاران در گریز ، دو شکستی خورد ناگه در ستیز

جای خوابِ ابدی در مصر دید ، عاقبت با تن به ذلت را
کشـــــــــید

همانجا در مصر مانده بی زبان ، بعد از اینکه کور کرد چشمِ
جهان

بسته شد سلسله بدنامش زمان ، بوی خون آشام کشیده در
جـــــهان

لعنت او بر ابو سفیان و آل ، از معاویه نمانده یک
ســــــــئوال

در حسودی سوخت با درد و فغان ، قدرتِ آل نبی پوشیده جان

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 

12/09/1391 سروده ی بعدی جنگ طف 20

انتقام از قاتلان 
امام حسین (ع)


 
 
جنگِ طف 18 سخنرانی امام سجاد در مجلسِ یزید
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱
 

 

عرش کفر در شام طبلش شادمان ، بی ثمر سر می برد گل باغبان

قیل و قال در شهر مهتابی شده ، جشنِ برد و باخت شب تابی شـــده

ساقیان با جامِ شیدایی زدند ، عارفان با تارِ دل پایی زدنـــــــــــــــد

خشک و تر در آتشِ مست و خمار ، سوخت مهرِ عاشقی در پایِ دار

جایِ پایِ دل چراغانی شده ، پندِ پیروزی چو بریانی شـــــــــــــــــده

باز گشته کهکشان در آسمان ، نور تابیده به دل گردِ جــــــــــــــهان

قاصبِ تختِ پیامبر 
در کمین ، خواست حق مهجور گشته در زمین

جایِ محرابِ علی سبزینه شد ، با ظهورِ ماهِ حق دیرینه شـــــــــــد

گویا سلطانِ گرفتاری و غم ، از خوارج دعوتی کرد و ســـــــتم

قصد پوشیدنِ جنگ و تار و مار ، جمع کرده جمعی ملحد در کــــنار

روی کرسی از طلا بنشسته است ، به کتاب و سنّتی دل بسته است

در کنارش آیة الحق فخر شد ، ارتشِ شوریده اش چون زهر شد

با تلاوت سخنی آغاز نمود ، قصدِ خاموشی دلها پر گـــــــــــــشود

گفت بسم الله همان رب سماء ، گفت سجاد  رو به کعبه دل نـــــــــــما

پا شده سجاد با عدل و دلیل ، کرد تفسیرتمیزی بر مقیــــــــــــــــــــــل

وقتی در تصلیه حکم آید پدید ، پا شده سجاد بر قهرش پــــــــــــــرید

گفت  ای سکران دنیا
و زمان ، هاشمی ها را فنا کردی بـــــــــــــــــــــدان

ریشه ی حق در زمین تابیده است ، نام سرور در دلش جوشیده است

آن امینِ این جهان جدِّ من است ، آنچه در دریا صفا مدِّ من
اســــــــــــت

از پیامبر زاده ی زهرا ی نور ، علی پرچمدار قرآن در
سحــــور

رنگِ دریا آسمان آبی نمود ، حبِ ایمان در فلک جبهه
گشـــــــــود

سرِ عشقِ کرسیت خونریز شد ، با حسین وفاطمه تبعیض شد

تا نهایت حرف دل را گفته است ، توی ذهنِ هر مخاطب خوانده
است

آزاد شد مهرِ امامت در زمین ، فاجعه شد از پیام بن
حســـــــــین

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 
11/09/1391

 سروده ی بعدی
انقراض بنی امیه با من همراه باشید متشکرم

 

 

 

 

 


 
 
جنگِ طف 17 اسراء در راه شام
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱
 

 

در اسارت سربه داران رفته اند ، همچو باران دربهاران رفته
اند

دل شکسته در رهی با درد و غم ، زیرِ بارِ کفر و استبداد و غـــــم

لشکرِ پر ادعا با داد و زور ، همرهی کردند اسیران جــــایِ
دور

در تماشا آمدند دل های تار ، کاروانِ دل اسیران در مــــــــــــــــــزار

یادشان رفته حسین فرزندِ کیست ، یادشان رفته پیامبر گفته
چیست

عدل و داد  مهربان
پوسیده شد ، ظلم و بیدادِ یزید جوشیده شـــد

همه در زنجیر و شلّاق و دمار ، جسم ها تاول زده از نیشِ مـــــــار

ناله های یاوران طعنه شده ، بر طنینِ خنده ها فتنه شـــــــــــــــــده

سر و تاج ابن علی بر نیزه رفت ، عزّت و عزمِ اسیران را شکست

پیشگامِ راهیانِ نور بود ، ناظرِ آه و نحیب از دور بـــــــــــــــــــــــود

زینب و اطفال وسجاد و عیال ، در مسیری سخت بی حرف و سئوال

قافله در کوچ دشمن رفته است ، در پیش گویی ها پیامبر گفته
است

مشکلِ راه و غذا و خستگی ، ظلمت و درد و عذاب و بندگــــــــــــــی

در تماشا شهرها غمخانه دید ، خارجی ها خواند اسیران را یزید

آنکه می داند که زینب روح دین ، پای می کوبد زقهرش در زمین

عاشقانِ راهِ حق تبلیغ کرد ، جای جایِ شهر ها تشویق کــــــــــــــرد

زینب و سجاد خوش باور شدند ، بر تاج و تختِ کفر درد آور
شدند

با صبر و دانایی و چیره در مسیر ، پرتاب کرده تیر حق دختِ
امیر

سرِ سید الشهدا تعریف کرد ، باز تابِ قتل طف توصیف
کــــــــــــرد

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 10/09/1391

سروده ی بعدی جنگ طف 18 سخنرانی زینب و امام سجاد در مجلس
یزید

با دل همراه باشید اجرتان با خدای حسین