غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

مترسک
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱
 

 

مترسک
تو زندگیم موذی شـــدی

یه  مگس نشستی در پیچ و خمــم

از دل
آزاری دیگه بسه نکـــــــن

خسته
شد از وزوزت ذهن و تنم

***

راه
دوره این یکی بهانــــــه رو

گرمی
هوا دیگه اضافه شــــــــد

نمی
دونی فکر من داغون شــده

دل
وجان از موندنت کلافه شــد

***

خسته
ای برو آنسوی آسمـــــون

تویِ
زندگیم شدی افســـــانه ای

بس کن
آرامش بگیر از هر نفس

برو ول
کن واقعاً دیوانـــــه ای

***

یادتِ امضاء
نمودی برگ عشــــق

شکر
کردی با اشاره  اون خــدات

خاطرت
پیشم عزیزه گفتمــــت

حاضرم
بمیرم و صد جون فـدات

***

چی شده
بهونه کردی حرفِ دل

توی
جاده دست فرمونت بــده

بی جهت
کشیدی دل به حادثـه

یه
تریلی صد تنی جونــت زده

***

دوس
نداشتم ولی پوشیدم ســـیاه

از دست
سوت و بازیت داور شدم

همه در
میدونِ دفن لحظه هــات

زیر
خاک و رفتنت باور شــــدم

***

زیرِ سایه ی درختی گم شــــــــدم

باز شد
صندوق دل با خنده هــــات

بوی
زیبایِ تو رو حس کـــــرده ام

خیس
کرده گونه ام اشک چشات

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 27/05/1391

 

 


 
 
اغنیه اذا ملّیتنی روح / اگه خسته شدی برو
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۱
 

 

یمحبوب اشکثر
حبیت و اجفیــــــت

انتظرتک بل مطر و
الشمس و اجفیت

علی شانک حملت
اهموم واجفیـــت

زهیت او گمت تدلل
علیــــــــــــــه

***

انتظرتک عایدت کل
ناس لا جیت

و ابذکرک دمعتی
بل عین لاجیــت

علی حبنه کثیره
احباب لاجیــــت

تبعتک و انکرتهم
صعبه الیــــــه

***

اذا ملّیتنــی
روح ، لا تنشد علیـــــــه

ادری بیک جفیت ،
عفت گلبی اباذیه

***

شنهی ذنبــــی
اویاک ، و اتعذبت بجـــــــــفاک

ذنبی گلبی حباک ،
وابروحتک گمت اصفج بادیه

***

ولک تعبیت و
اتحملّت کل ضیــم

بفراگک سکنت الوادی
و الـــدیم

واگف بل شمس و
الخطر والغیــم

حبک عاد شرّبنی
المنـــــــــــیه

***

شنهی السبب ما
جیت ، الف مکتوب ودیت

لدیارک تعنیت ،
ما ادری انوی الیا ثنــــیه

***

ما تدری حملت
اهموم ویاک ، سهرت اللیل و اتعذبت برباک

یل ما عنده
مـــــــــــــوده ، گلب الجبـــــــــــــــــته رده

درب العشق
ســــــده ، خنت و اهواک ذبحیته فدیـــــــــه

***

اذا ملیتنــــــی
روح ، لا تسئل علیــــه

ادری بیک  جفیت ، عفت گلبی اباذیه

***

معنی:

چی شده خیلی زیاد
دل بسته ای

زیر بارون خطا
گل  دستـــــه ای

من یکی اسیر
مکــــــر تو شدم

تو به خاطرات بد
وابســــــته ای

***

منتظر بودم کجایی
یـــــــــــاورم

اشک ریزم به نگاه
دلبــــــــــرم

می دونی تو عشق
ما خیلی حسود

با توام عزیزی
وتاج ســـــــــرم

***

واقعاً اگه ازم
خسته شـــــــــــــدی

دلبری داری و
وابسته شـــــــدی

  تو برو سفر من ُ تنها بــــــــــذار

می دونم پیش کسی
بسته شــدی

***

چه گناهی از دلم
دیده بـــــــودی

بی وفا رفتی و دل
رو ربـــــــودی

چونکه عاشقت شدم
با درد و غـم

عذر خواهی دلت رو
چه ســودی

***

ولک خسته شدم از
بی وفایــــــی

تو صحرا رونده شد
دل از جدایی

خطر با وحشت
باران جنــــــگل

جامِ مرگ نوشیده
دلایــــــــی

***

چرا یادی نکرد
این دل خسته

نخونده نامه ی
مرموز و بسـته

دلم تشنه ی
دیدارت عزیزم

نمی دونم کدوم
جایی نشسته

***

کی می دونه چه غم
ها رو کشیــدم

چه بیخوابی از
اون قهرت چشیدم

رفیقِ بی وفا دل
باز گــــــــردون

رهِ عشقم تو بستی
من بریـــــدم

***

تو برو خسته شدم
من می مونم

دلت سرده جایِ
دیگه می دونم

با جفایت خبر
داره قلبِ مــــن

تو دلم طلاق عشقت
می خونـم

 

جاسم ثعلبی
(حسّانی)

26/05/1391

 

 

 


 
 
با تو نبودم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱
 

 

اومدی تو پایِ دردم ،
دلتُ دادی و رفتــــــــی

دردی دیگه گفته بودم ،
فک کنم اونو نخوندی

***

من و با این خستگی ها ،
چه عجب درکم نکردی

انتظارم از تو اینه ،
عشق تو محکم نکـــــــردی

***

درد دل با تو نبوده ،
می دونم آشفته گشـــتی

می پرستمت عزیزم ، کی
گفته تو خیلی زشتی

***

تو امینی تو لطیفی ، تو
مسیرِ زنده بــــــودن

تو ترانه ی قشنگی ، دل
و جانم خونده بودن

***

وقتی خوندم ناله هایت ،
دل من شده اسیــرت

توییِ جاده ی پر از خم
، جان من شده اجیرت

***

این همه وسوسه کردی ،
بس کن و دردت به جونــم

شک نکن من خیلی زشتم ،
دوست داری با تو بمونم

***

کشف کردم با ترانه ،
تویِ اون قلبِ درونـت

تو حسودی تو بریدی ،
ارزونه عشقِ گرونت

***

باشه من بدم همیشه ،
دور شو از سرنوشتم

ولی تو دلم نشستی ، درِ
عشقت من نبستم

***

روز من دوازده ساعت ، ساعتی هزار پــــــــــرده

تو هزاری صد غمی هست ،
هر غمش یه کوهِ درده

***

عاشقم عشقِ درونی ، در
دلم نشسته خویت

می آیم به خاطر تو ،
برا گلبارانِ کویـــــت

***

جاسم ثعلبی (حسّانی)
23/05/1391

 


 
 
همدردیم هدیه به زلزله زدگان آذربایجان
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱
 

 

ما هم دردیم ای
موج کهنه

ای مرگِ خفته
در درون زمین

ای کشتی گیر
زبردست

با مردمی پرکار

ناقوس حمله ات
خاموشه

بی خبر آمدی

در یک لحظه ی
پر اضطراب

با کوخ نشینان
نان خشک بدست

با این همه
ویرانی

چرا باید
ستمدیدگان قربانی

از نداری

از سادگی

از تنهایی

همه آواره شدند

کشته و زخمی ها
زیاد

کشاورز ند

آنها فرزندانِ
زمینند

دستهایشان
سوهان دسته ی بیل وداسند

از عبادت های
بی نماز

الکاد علی
عیاله کل مجاهد فی سبیله

آری

یتیمی

دربه دری

دوباره به آغوش
مادر باز می گردند

آهای موج کهنه
خوابیده در زمین

جای خیزشت
آنسوی دریاها

آن اطراف

جاهای دور 

آن دورادور

ای موج کهنه

روزه داری را
با خونش نوش جان کردی

طفل شیر خوار
در تله کابین مرگ نشسته

زیرِ مهد سنگی

زبانش لای
دندان ها

و مادرش خواب
رفته

ما تدری نفسٌ
ماذا تکسب غداً

وما تدری نفسٍ
بای ارض تموتُ

اینجاست نقاش
روزگار

نقش بسته دیار
عاشقان

حکمتش زیاد

رحمتش آباد

زبانمان بسته

همچون موسی و
خضر در سفر

یادمان هست

در نه ثانیه
فقط

اکثر پرستوها
کوچ کردن

به سرزمین آشنا

لانه هایشان
ویران

پیر مردان و
پیر زنان در کمند ابرهای بی باران

بر صخره های
غمگین روزگار

به یاد می
آورند

روزی اینجا جای
پای فرشته هاست.

شهادت هم وطنان
خوبمان در شمال غربی کشور

 به باز ماندگان و هم شهریان و دوستان شاعر
آذربایجانی

تسلیت عرض می
نمایم و برای زخمیان حادثه آرزوی بهبودی را دارم.

جاسم ثعلبی
(حسّانی) 24/05/1391

 

 


 
 
غـــروب غـــم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱
 

 

تویِ این قهر چشات ، زندگی کردن بسِ

همه جا با تو بوده ، یه غلامـــــی
دربسِ

***

تویِ شادی و سفر ، دل تو مــــن ُ ندید

ساحلِ غروب غم ، سردیِ عشقم خرید

***

چه کنم به من بگو ، دلت
ســـــــــــــــازش نداره

از اسمون بر کاخ دل، سنگ و شن رو می باره

***

بهترین راهم همین ، جدایی  ساده تره

برو دنبالم نیا ، بی تو دل محـــکم تره

***

قطره ی بارون شدم ، از سقــــف بالا
افتادم

یا به دریا می ریزم ، رو زمین خیلی
شادم

***

بعد از این همه غمت ، مهربونـــــی ها
تمام

درد و بی خوابی چشید ، تو دلم نوشیده
کام

***

حیله ات بی حس شده ، مکر ونیرنگــت
دیدم

از فضایِ خیلی دور ، نامردی هـــات
شنیدم

***

پیشِ من چه مهربون ، دو رو بودنــــت
بده

خیلی غیبت می کنی ، دوست نداری دل نده

***

جاسم ثعلبی (حسّانی
) 22/05/1391


 
 
به یاد سروش محمدی عزیز (وداع)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱
 

 

تو تا دیروز با ما بودی ، چی شده رفتی همیشه

سروش ای یار دیرینم ، با ما بمون دیر نمـــیشه

***

جبر زمانه یا خطا ، رها شده چه بی نشون

نگو دیره خیلی دیره ، تو رو خدا با ما بمون

***

مگه نگفتی جان فدا ، کوچه ها دست زامبیاست

دل های یاوران تو ، له شده پایی گودزیلاســـت

***

فکر جیغ و داد ما رو ، نشنیدی وقت رفتی

من که باورم نمیشه ، از میان دل گذشــــتی

***

نگو دیره خیلی دیره ، جنگل آرامش نـــــــــداره

مردمش در سوگ کوچت ، تویِ سیل غم دوباره

***

کجا اون نفس نفس ها ، تویِ عمقِ زنده موندن

گفتی که شبها درازه ، واسه یِ ترانه خونــــدن

***

پاره شد رگایِ شعرت ، خون کرده دیدگانــــم

غرق شد صیاد شعرت ، پرت شد در زندگانم

***

گفته بودی جایِ تو نیس ، این جهانِ غزل خوانده

ما که بی تو عزاداریم ، یه ترانه از تو مونــــــده

***

یادگارِ گفته هایت ، زندگی راز بقا نیســــــــــــــــت

همه خوبان جمع کرده ، ای خدا پس موندنم چیست

***

ای خدا صبری بفرما ، اون عماد و دوستانش

با سروش همکار بودن ، اشک ریز یادمانش

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) شب 21/05/1391

 


 
 
تو قشنگی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱
 

 

تو قشنگی به قشنگیِ ستــــاره

وقتی دیدمت دلم شد پاره پـاره

بیا تو دلم بشین محراب عشقم

خاطره بشه تو دلها موندگـاره

***

تویِ این بارونِ عشقت من اسیــــــرم

می دونی بدونِ تو که من می میـــرم

مهربون دلت مگه سنگ صـبــــــوره

بی تو من از زنده بودن خیلی سیرم

***

می دونم تو بلبلِ شیرین زبونــی

می دونم پاکی و خیلی مهربونـی

حسودا تو باغِ عشق ما زیـــادن

با کلاغایِ سیاه چه چه نخونـی

***

عزیزم اسمت بیاد خیلی حســـــودم

عزیزم ناراحتم پیشت نبــــــــــــودم

شب و روزم به یادت زندگی کـردم

این همه شعرمی بینی حقم سـرودم

***

تو مگه خسته شدی از انتظــــــارم

پس چرا برکه شده چشمت کنـــارم

اگه تو دوست نداری با من بمونــی

خیلی راحت جان بگو وفا نـــدارم

***

پای پیری می مونم در انتظـــارت

یا بمیرم یا بمونم در کنـــــــــارت

نمی دونم شاید این هم شد بهانـــه

مطمئنم من از اون قول و قرارت

***

دلم بی تو در خوشی شادی نکــرده

به جز رویت از کسی یادی نکـرده

چشم من زیبا فقط تو رو می بیــــنه

می گی بی من دلت فریادی نکرده؟

***

شب وروز بیدار و بیخوابی کشیـــــــدم

مگه باورت بشه عکست ندیــــــــــــدم

تو کتاب عشق من شدی ترانـــــــــــــه

یاد تواز همه خویشان دل بریـــــــــدم

***

جاسم ثعلبی ( حسّانی) 21/05/1391