غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

گل آبادانی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

ای گل
آبادانی ، خوشگل و خوش زبانی

پوشیدی رنگ شهرم ، با شور و شادمانی

به به
چه با صفایی ، ایو الله دل ربایی

مُردم
از این قشنگی ، با عشق و آشنایی

بیا ای
هم زبونی ، کنار لب نشونی

رُخت
تابیده در شب ، تو ماهِ آسمونی

مثل
فرشته اومد ، ستاره ها در اومد

خورشید
احمد آباد ، با ماه و اختر اومد

خوش
اومدی کناروم ، تو شط قایق سوارم

مرا
دیونه کردی ، نَکُش با درد و زاروم

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی ) 28/02/1391

 

 


 
 
گل آبادانی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

ای گل
آبادانی ، خوشگل و خوش زبانی

پوشیدی رنگ شهرم ، با شور و شادمانی

به به
چه با صفایی ، ایو الله دل ربایی

مُردم
از این قشنگی ، با عشق و آشنایی

بیا ای
هم زبونی ، کنار لب نشونی

رُخت
تابیده در شب ، تو ماهِ آسمونی

مثل
فرشته اومد ، ستاره ها در اومد

خورشید
احمد آباد ، با ماه و اختر اومد

خوش
اومدی کناروم ، تو شط قایق سوارم

مرا
دیونه کردی ، نَکُش با درد و زاروم

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی ) 28/02/1391

 

 


 
 
ای گل دزفولی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

 

ای گلِ
دزفولی ، زیبا و شنگولی

***

چهره ی
زیبایت ، ارومه دریایت

خوشگل
و شادابی ، در سبزه  گلهایت

مُردم
تو مسئولی ، ای گلِ دزفولی

***

عاشقت
می مونم ، فهمیدی داغونم

درد
مرا دریاب ، نشستی در جونم

با دلِ
مقبولی ، ای گلِ دزفولی

***

چرا
دلت سنگه ،  در کوچه ات تنگه

دل مرا
نشکن ، می دونی این ننگه

با کسی
مشغولی ، ای گلِ دزفولی

***

یکی تو
را برده ، شعرت برام خونده

با
عاشقی گرمی ، دردت برام مونده

خوشتیپ
و معمولی ، ای گلِ دزفولی

***

در
خودت می نازی ، به به چه طنازی

با مکر
و نیرنگت ، بر دلم می تازی

شاعر و
بهلولی ، ای گلِ دزفولی

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی ) 01/03/1391


 
 
گل شوشتری
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

این گل
شوشتری ، قلب منو ربوده

در تب
چشمِ اون ، عشق برا من چه سوده

دیدمش
پریشون ، در آبشار ِ شهرش

اون و
نشون گرفتم ، در آسمون ِ قهرش

خوندمش
چه زیبا ، برای دل می میره

با اون نگاه ِ گرمش ، توو دلِ من اسیره

این دلِ
شکسته ، در عشق و مهربونی

لال و
پریشون  ، از دردِ بی زبونی

مدّتی
کشیده ، اشک و عذابی در جون

ساده
به دل کشیده ، مزه ی دردِ زندون

به
تازگی وزیدِ ، بادِ سردِ بهاری

با
قطره های بارون ، نشسته در کناری

گیسوی اون چِ زیباست ، پیچیده دورِ گردن

همچون
گلابِ خوش بو ، تو شیشه های نشکن

کبوتر
ِ عشق من ، بال و پرش چه زیباست

در
آسمون عشقم ، ستاره ای توو ابرا ست

ای گل
قشنگم ، بدون تو می میرم

می
دونی عزیزم ، در عشق تو اسیرم

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی ) 31/02/1391

 

 


 
 
گل اهوازی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

 

ای گلِ
اهوازی ، رعنا و طنازی

در
ساحلِ کارون ، کردی دلم مجنون

شدم
اسیر تو ، در ریزش بارون

آوای
هر سازی ، ای گلِ اهوازی

***

قابِ
چشت پیداست ، چون قایقی زیباست

گیسوی
آویزت ، تاجِ سرت غوغاست

چه
خوشگل و نازی ، ای گلِ اهوازی

***

باشیله
و دیبا ، چو آهو در صحرا

عبای
پوشیده ، چو کشتی در دریا

در
چشمِ غمازی ، ای گلِ اهوازی

***

ای
نوگلِ خندون ، ماتم زده در جون

بی تو
دلم تنگه ، آواره در زیتون

ای نُتِ
آوازی ، دختر اهوازی

***

هلال
تابیده ، در دلم رقصیده

در
نادری رویید ، عطر گل پاشیده

سرور
هر رازی ، ای گلِ اهوازی

***

یکدل و
یک رنگی ، عفیف و خوش برگی

ای
ساقه ی بی خار ، روییده بر سنگی

هرگز
نمی بازی ، ای گل اهوازی

 

جاسم
ثعلبی ( حسّانی )  30/02/1391


 
 
ای گلِ شیرازی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

 

ای گلِ
شیرازی ، در خودت می نازی

دردِ دلت پیداست ، در غصه می بازی

همش تو
خرازی ، ای گلِ شیرازی

***

آتش
نزن در جون ، کردی دلُ  پر خون

با وعده ها کم کم ، کُشتی دلُ آسون

در بند
بزازی ، ای گلِ شیرازی

***

در
آسمونِ تو ، گشتم به تنهایی

شادی و
طنازی ، خوندم به زیبایی

قشنگ و
غمازی ، ای گلِ شیرازی

***

در
حافظ و ایوان ، دروازه ی قرآن

قسم
نخور هرگز ، عاشقِ با ایمان

با من که
می سازی ، ای گلِ شیرازی

***

بهروزی

می دونه ، زارع که می خونه

هر گل
در این صحرا ، فرشته می مونه

شاعر و
دلبازی ، ای گلِ شیرازی

***

جفره و
لقمانی ، عزیز این خانی

عذرم
پذیرا باش ، ای شیر میدانی

داور
هر بازی ، ای گلِ شیرازی

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 03/03/1391

 

 


 
 
ای گلِ تهرونی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

 

ای گلِ
تهرونی ، توو دلم می مونی

همیشهِ
توو قلبم ،  ترانه می خونی

از من
پشیمونی، ای گلِ تهرونی

***

رنگِ
چشات زیبا ، حرفِ دلت دریا

کشیدی
قلبم رو ، به عشقِ بی همتا

در دلم
زندونی ، ای گلِ تهرونی

***

هر روز
به یک رنگی ، با دلم می جنگی

بگو
چرا غمگین ، همش تو دلتنگی؟

بی درد
و درمونی ، ای گلِ تهرونی

***

چه
وعده ها دادی ، عاشق فریادی

در تبِ
رویاها ، نشون میدی شادی

سردی
زمستونی ، ای گلِ تهرونی

***

بمون
در آغوشم ، ای گلِ سر دوشم

من مرد
فردایت ، بی تو سیاه پوشم

ناب
لواسونی ، ای گلِ تهرونی

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 01/03/1391


 
 
شبح
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

 

همش در
خواب می بینم ، به زخم لبت داغونم

در اون مستی دیدارت ، به درد و غمت مهمونم

سیه
پوشیده شبهایم ، به ناله های هر باری

شده بر
من همین شبها ، شبح در مرگِ تکراری

شبم با
این درازی را ، یه لحظه زیر و رو کردم

وجودت
در کنارِ من ، به سختی آرزو کردم

نرو
آتشفشان دل ، چو فواره کشد خونش

به سیلاب
آمده دردش ، همه غرقِ دل و جونش

من و
خواب وتمنا را ، کشیدم عشقِ شیرینم

به
زودی روح خوابیدِ ، که تا رسم تو میبینم

تو در
خوابم چنین هستی ، و در رویا چنین بودی

طمع در
دیده ات دارم ، مرا بنگر به این زودی

جمالت
پایه کوبیدِ ، به عشقِ دلربایت را

نه
مهتاب و نه ماهش را ، نجوییدِ به این زیبا

از اون
روزی که تابیدی ، همه در قاب محرابند

طلوع
عرش زیبایت ، در اون مهتاب می یابند

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی)01/03/1391

 


 
 
برو
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
 

 

 

دیدمت
پریشون ، توی دلم نشستی

در
ساحلِ این دریا ، عهدِ دل و شکستی

وقتی که غرقی در غم ، عشق تو ته نشینه

به
ساحلم رسیدی ، رفتی وفات همینه

شکستی
عهد عشقت ، با حرفی عاشقونه

دریدی
قلبِ نازم ، با خنجرِ زمونه

دلم
همیشه گیره ، در عشق تو اسیره

نگفتی
یاوری هست ، دست منو می گیره

برو هرگز
نمی خوام ، دست تو رو بگیرم

با در
د بی وفایی ، در غربتت بمیرم

برو
فراموشم کن ، همیشه از وجودت

برام
سعادت اینه ، زندگی در نبودت

من و
ستاره یِ بخت ، در آسمونِ فردا

کشیده
خطِ عشقُ ، رویِ تمومِ ابرا

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 01/03/1391


 
 
همسفر
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

 

بگو
میشه روزی بیاد ، که راهیِ سفر بشیم ؟

با
عشقِ پاک به سادگی ، یه لحظه همسفر بشیم ؟

به
خاطرِ دل کشیدم ، خط و نشونه می دونی ؟

عشق و
وفایِ من و تو ، با این بهونه می خونی ؟

در
لابه لای ابرها غایم شده زیبایِ من

زیرِ
ستاره ها ببین ، پنهون شده دنیای من

در
آسمونِ عشقِ تو ، با خنده ها جون می گیرم

مانندِ شمعِ نیمه جون ، رو شعله ها خون می گیرم

توی
همین شادی و غم ، تو با دلِ من می مونی ؟

یا که
ازم سیر شدی و از خستگی ها داغونی ؟

به
خاطر دل کشیدم ، خط و نشانه های تو

عشق و
وفایی نداره ، دیگه ترانه های تو

بدونِ
تو چقد سختِ ، با این غم های بارونی

کشیدم
دردِ عشقت رو ، من و دیگه نلرزونی

دلم
تنها نمی مونه ، برام سردِ چقد خونه

تو
رفتی و حالا بازم ، دلم از غصه می خونه

 

جاسم
ثعلبی ( حسّانی ) 30/02/1391

 

 


 
 
گل اهوازی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

 

ای گلِ
اهوازی ، رعنا و طنازی

در
ساحلِ کارون ، کردی دلم مجنون

شدم
اسیر تو ، در ریزش بارون

آوای
هر سازی ، ای گلِ اهوازی

***

قابِ
چشت پیداست ، چون قایقی زیباست

گیسوی
آویزت ، تاجِ سرت غوغاست

چه
خوشگل و نازی ، ای گلِ اهوازی

***

باشیله
و دیبا ، چو آهو در صحرا

عبای
پوشیده ، چو کشتی در دریا

در
چشمِ غمازی ، ای گلِ اهوازی

***

ای
نوگلِ خندون ، ماتم زده در جون

بی تو
دلم تنگه ، آواره در زیتون

ای نُتِ
آوازی ، دختر اهوازی

***

هلال
تابیده ، در دلم رقصیده

در
نادری رویید ، عطر گل پاشیده

سرور
هر رازی ، ای گلِ اهوازی

***

یکدل و
یک رنگی ، عفیف و خوش برگی

ای
ساقه ی بی خار ، روییده بر سنگی

هرگز
نمی بازی ، ای گل اهوازی

 

جاسم
ثعلبی ( حسّانی )  30/02/1391