غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

دختر بندری
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

دختر
بندری جونم

برات
ترانه می خونم

در
ساحل این دریا

من
زنده نمی مونم

بریم
در تور دریایی

ندیدم
به این زیبایی

همه شادند و من پرواز

در یک
گشت شیدایی

کنارم شمس و عمران است

سجودی مینا چون خان است

بیا
حامد در آن محفل

نخوان
آهنگی بی جان است

بزن کف
رقص میدانی

بچرخون
همچو مهرانی

غم و
قصه بدر کن یار

بخند
شادی نما هانی

سفر در
خاطره مونده

سرود
عاشقان خوانده

غروب
خوب دریا را

یه بار
دیگر آورده

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 29/02/1391


 
 
گل آبادانی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

ای گل
آبادانی ، خوشگل و خوش زبانی

پوشیدی رنگ شهرم ، با شور و شادمانی

به به
چه با صفایی ، ایو الله دل ربایی

مُردم
از این قشنگی ، با عشق و آشنایی

بیا ای
هم زبونی ، کنار لب نشونی

رُخت
تابیده در شب ، تو ماهِ آسمونی

مثل
فرشته اومد ، ستاره ها در اومد

خورشید
احمد آباد ، با ماه و اختر اومد

خوش
اومدی کناروم ، تو شط قایق سوارم

مرا
دیونه کردی ، نَکُش با درد و زاروم

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی ) 28/02/1391

 

 


 
 
دردِ بی درمون
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

تو نه
ماهی نه ستاره

آسمون
سقفی نداره

بعد از
این بارشِ بارون

تو جفا
کردی دوباره

دل به
دل راهش تمومه

شانسِ
من با تو چه شومه

کاش می
گفتی از اول

در هدر
وقتم ، حرومه

کاش می
گفتی همینم

از لبت
بوسه نچینم

در رهی
آسوده می رم

درد و
غمهایت نبینم

تو دلم
داغون کردی

تو من
و بی جون کردی

با
سکوتِ ساحلِ غم

قلبِ
من پر خون کردی

دردِ
بی درمون گرفتم

بی تو
دارویی نجستم

در
انتظارِ مرگِ حتمی

از
دردِ دل شبها نخفتم

 

جاسم
ثعلبی ( حسّانی )  25/02/1391


 
 
آهوی من
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

یادت
میاد در کوچه ای

آتیش
زدی در صبرِ من

لبریز
کردی دردم و

نم نم
کشیدی ابرِ من

یادت
میاد گفتی به من

گریه
نکن ای همسفر

عشقم
جدایی نداره

دلها
یکی گشته دگر

یادت
میاد زیر بارون

یه
خاطره از تو دارم

زیرِ
درخت عاشقی

یه
غنچه مهرت بکارم

ناگه
صدای بارشت

با
اینهمه قول و قرار

بر
حرفی آغشته به غم

آهوی
من زد در فرار

 

جاسم ثعلبی
( حسّانی )  25/02/1391


 
 
هفت گناه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

شدم
بازیچه ی قلبت

اسیرِ
عشقِ جانکاهی

گناهِ
اولیم سخته

نشستم
بر لبِ چاهی

خیانت در رُخت
پیدا

طمع در ذات
تو پنهون

نه
آزادی
به دل دادی

به
زندون
بُردنش آسون

نه یاد و
خاطره داری

نه در
خواب و نه در رویا

دلم در
دفتر عشقت

نشونی
دادی ناپیدا

زِ هر
وعده ی اجباری

دلم در
غم پریشونه

به رقص
هفت گناهِ عشق

با جون
و دل نمی خونه

همون
لحظه دلم لرزید

که
پروازت باین سختی

مرا در
لابه لای اشک

کشید
تا اوجِ بدبختی

 جاسم ثعلبی ( حسّانی ) 26/02/1391

 

 


 
 
دیوار آرزو
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

به
دیوار تکیه گردیده

دلم از
درد و بدبختی

هزاران
آرزو کرده

نپاییده
به این سختی

چو
بستم چشمِ غمناکم

درونِ
آینه دیدم

جمالِ
نازنینِ تو

درآن
غمزه نجوییدم

از آن
خنده لبانت را

به
خوشبختی سفر کردم

به
گرمی در چشانت را

به
شادی ها نظر کردم

بیا ای
عشقِ ناپیدا

دلم
قدرِ تو می دونه

شب و
روزم چو بلبل را

واست
آوازه می خونه

بیا در
دل یه جشنی را

به یادِ خندها برپاست

بدونِ
تو دلِ لرزم

شده
چون موجِ دریاهاست

 جاسم ثعلبی ( حسّانی ) 26/02/1391


 
 
رقص پروانه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

بیا در
کلبه ام بنشین

دلم
عشق تو می خونه

درونش
مهرِ هر کس نیست

فقط
جای تو می مونه

نمی
دونی چه دلتنگم

از اون
دیدارِ مرموزی

اگر یک
لحظه در رفتی

به
عشقم آتش افروزی

بیا
اینجا  همش عشق و

دلم در
انتظارِ توست

در و
دیوار دل شاد و

همش
مست و خمارِ توست

شبی در
رقصِ پروانه

به
زیبایی بزن دستی

دلم در
خونه ی مهرت

به
تنهایی چرا بستی

جاسم
ثعلبی ( حسّانی ) 24/02/1391


 
 
تو سرابی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

تو
عزیزی ، در گریزی ، دلم پیدا کرده مهرت

تو سرابی ، با حجابی ، تنم در جا کشته عذرت

تو
همان آشفتگی ها ، نور مهتابت فروزان

تو یه
ماهی ، در سیاهی ، آسمان جوییده بدرت

بی  تو دل دیوانه گشته

ختمِ
دیدارت نوشته

گر
نیایی آتشِ غم

بال می
کند از فرشته

زندگی
بیهوده می شه

عشقِ
ما آلوده می شه

بارشِ
باران به دریا

بر
رُخت شالوده می شه

در دلت
مسکن گرفتم

سالها
بی تو نخفتم

درک کن
احساسِ من را

بی تو
را تنها نرفتم

جاسم ثعلبی
( حسّانی ) 24/02/1391

 

 


 
 
مادر
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

یارِ
مهربونی ، مادر

تو عزیزِ جونی ، مادر

تو
شریف و نازی

تو که
شادمونی ، مادر

***

تو
فرشته ی زمینی

تو یه
مخلوقِ امینی

بی تو
در تنهای تنها

تو یه
نازنینی ، مادر

***

نازنین
دورت بگردم

بی تو
در دنیای سردم

دل به
آغوشت کشیده

بی تو
آغشته به دردم

***

انتِ نجمه
و ابسمایی

انتِ
معشوقی او وفایی

شعی
ابنورچ علیه

انتِ
نغمة کل غنایی ،امی

***

یمی
سکرینی ابمحبتچ

یمه
سهرینی ابضحچتچ

درب
حبنه وسعیته

یمه
ضوینی ابنظرتچ

***

معنی:

تو
هلال آسمونی ، مادر

تو یه
غنچه در خزونی ، مادر

نور
تابانِ دل تار

شب
ترانه خونی ، مادر

***

بی تو
قصه ها چشیدم ، مادر

لب
دریا جان دمیدم ، مادر

غم به
رخ تاریکی کرده

تیر و دل بر شن کشیدم ، مادر

مادر ،
مادر ، مادر ، مادر

جاسم
ثعلبی (حسّانی  )

23/02/1390