غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

ترانه ی سر نزن
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۱
 

سر نزن ، در نزن ، ریشه ی عشقت نکن

میان کوه و دریا ، جامه ی بختت نکن

چند باره گفته بودم ، در جوارت خوانده بودم

در دلم خواندی نوایت ، ثبت گشته در سرودم

در بزن ، در بزن ، دربانِ قلبم بزن

صدای ناز دستات ، در تبِ زنگم بزن

تو عزیزی ، تو لطیفی ، تو قشنگی ، تو ظریفی

توی دنیای جمالم ، تو پر از فن و حریفی

سالها در آسمانت ، قرقیِ پرواز و سرعت

سایه زد وردِ زبانم ، در سرودِ هر خریفی

دل نکن ، دل نکن ، تک بت مهرت نکن

دوریِ راه ها کم است ، دوریِ دلها بکن

درد دل پیشت نمودم ، اشک و بارانت ستودم

ناز ناز آمد چو سیلی ، خاک و خاشاکش به رودم

پر بزن ، پر بزن ، بر کویِ من پر بزن

بتابان روی زیبا ، غبارِ دردم بکن

جاسم ثعلبی (حسّانی) 11/1/1391

 


 
 
ترانه ی به به چه نازنینی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱
 

  به به چه نازنینی ، فرشته رو زمینی

نه پر داری نه بالی ، پروازت اینچنینی

تو را در دل بدیدم ، با چشم و جان خریدم

کبوتر خوانِ زیبا ، بمان ، هجرت کشیدم

به به چه با جمالی ، فرشته در کمالی

خوشا قسمت دیدار ، به رخ دریا زلالی

بیا دوست می دارم ، بیا بنشین کنارم

کنار باغِ دل را ، بیا مهرت بکارم

به به چه شور و شوقی ، با بلبلان و طوقی

بخوان آهسته گو را ، دل آرمیده ذوقی

عزیز ، ای جانِ جانان ، عزیزِ مهربانان

دلم بی تو به غم رفت ، قلم در دستِ مستان

به به چو خیزرانی ، گزیده ی جهانی

مهتابی زد دلم را ، بگفتم تا بدانی

جاسم ثعلبی 10/1/1391

 

 


 
 
ترانه ی قهر نکن
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱
 

قهر نکن ، قهر نکن ، برای خود شر نکن

رونتاب به دیوار ، گوشای خود کَر نکن

آخه گفتم که عزیزی ، با تب عشقم در ستیزی

فراموشی چه زیباست ، با اشکم دل نریزی !

تر نکن ، تر نکن ، چشمات و نم تر نکن

رو گونه های زیبات ، عشق و صفا پَر نکن

می گم دوست می دارم ، برات قصه میارم

کنار دلبر بشین ، برات غنچه می کارم

سَر نکن ، سَر نکن ، خجالتی سَر نکن

نتابونی سرت را ، چشات و محشر نکن

نکن درد و خماری ، نکن اشک و قراری

دل آکنده ی عشقت ، با صبر و بردباری

خم نکن ، خم نکن ، زلفات و درهم نکن

رو شونه های پرچین ، پیچک و سر هم نکن

جاسم ثعلبی 9/1/1391


 
 
به چه زیبا
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱
 

کاشتی ریشه ی صبرت  ، در نهال دوستی

سبز شد عشق و محبت ، در جمال آموختی

لاله زد دیوان شعرم ، در گلستان شما

ژاله زد کیوان مهرم ، در شبستان شما

سرخ گشته غنچه ها ، از آب های دیده ات

تلخ کرده ناله ها ، از یاد های مانده ات

دل به دل گردیده رویی ، یادمان آن زمان

سر به سر مالیده مویی ، شادمان آن مکان

به چه زیبا گفته بودی ، عاشق مهر و سروری

به چه نیکو می سرودی ، قالب قهر و غروری

در دلم تابیده نور ، از آسمان پر ستاره

در تبم جوییده بور ، از عاشقان پر نظاره

تلخی ریشه ی صبرت ،کام لب در آن سپردم

شوری بیشه ی مهرت ، شهد تب در آن نخوردم

جاسم ثعلبی (حسّانی)     07/01/1391


 
 
سفر به لواسان
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱
 

دل آرامم و خوشحالم ، سفر سوی لواسانم

درون پیچ راه هایش ، سفر چسبیده در جانم

همش شادی همش شاداب ، در بحر طبیعت را

چو بیمارم و در بستر ، و دکتر گشت درمانم

درون کوچه های آن ، صفا باران و برفش را

سپیدی روی زیبایش ، ترانه خواند دیوانم

بیا ای دل تماشا کن ، سفر در دشت و کوه هایش

چو آهو در قفس مانده ، و زندانبان ایوانم

بپیما پیچ و خم هایش ، ببین سرخی گیلاسش

زسرمای زمستانی ، چو مرغ بی نوا خوانم

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 06/01/1391

 

 


 
 
شادی عید
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱
 

ای دلا  شادی نما ،سبزه و بلبل شد نهان

شهر ما گلگون گشته ، رقص گلها شادمان

کوچه ها در عید نو ، پوشیده جامش آشنا

کوه و دشت و دل صحرا ، پوشیده بامش برفها

همه جا هلهله گشته ، جنگلی زد در جنون

ماه و مهتاب و ستاره ، تابشی زد یک ستون

شهر ها در غرق شادی ، عید نوروز آمده

آشنا با شادکامی ، گشت هر روز آمده

عاشقم بر این دیارم ، عاشقم دردم بخوان

عاشقم بر این زمانم ، عاشقم قدرم بدان

بال بگشا ای پرنده ، عشق من در آسمان

بی خبر از باغ دل ، بیرون نرو با حاسدان

جاسم ثعلبی (حسّانی) 06/01/1391