غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

دست های باز در راز و نیاز(اجر و پاداش کتاب لب تشنگان کربلا از امام حسین بن علی ع
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
 

 

قصه ای در خواب دیدم همرهان

کر نگویم ظلم کردم صد جهان

 

سالها   در بیت   ما معمول بود

روز دهم از سه جد مرسوم بود

 

نذر داریم از پذیرایی و شام 

از  غریبان  و    یتیمان  امام

 

دو شبی  بعدش    بیامد  سیدم

خواب دیدم  سایه زد در معبدم

 

یا  که هر ساله یکی دیگر میاد

فاطمه یا  زینب کبرا  چو    باد

 

امسال بعد از این همه نذر و نیاز

از  سیدم   جویای  مهرم در نماز

 

دیشبی آمد کت   و شلوار  پوش

آبی پوشیده زده مهرش به دوش

 

گفت  فرزندم  سئوالی داشتم

در همین شعرت معانی داشتم

 

لیک  با  تاخیر  من  آمده ام

بهر دیدار ت چه دیر آمده ام

 

خیلی در دنیا چو تو سر می زنم

بهر دیدار  محب   در   میزنم

 

در  کتاب  لب تشنه   خوانده ام

یک سرود از علی اکبر جسته ام

 

خوش بیامد من و همراهان تو

از بروزش  خواند  دلداران  تو

 

هشت میلیون جایزه نقدی شماست

این   خزانه  آسمان  داده     نواست

 

دومی هم گویمت  حال ای عزیز

برو  پیش  آن نفر  گو بی   ستیز

 

بگو   از   مولا  حسین    آمده ام

بهر چاپ این کتاب دل بسته ام

 

چاپ آن هر گز نگیرد درهمی

گو  اگر بگرفته  باز آید   همی

 

دست سید چند بار بوسیده ام

از  جمالش    جنتی  بوییده ام

 

چند پندی داد یک شاعر دیگر

تا  بیندیشد  در این  مهر  ظفر

 

نام  وی مستور  ماند  بهر دوست

لیک پیغامش رساندم رو بروست

 

یک سوالی داشتم رفته چو نور

دهنم بسته ز نذر من به زور

 

منتظر می مانم از مهرش به جا

تا  ببینم  وقت  برگشتش به ما

 

نوبت  دیدار  ما کی    میرسد

وقت جوییدن ما کی می نهد

 

ای خدایا شکر از این نعمتت

روح خوابم گشت زد در جنتت

 

دوستان شاعر :

به اطلاع می رسانم که این خواب شب دوازدهم محرم دیدم

تشکر امام از  کتاب لب تشنگان کربلا که در این محرم آغاز

به سرودن کردم و تا بحال ادامه هم دارد.

بیشتر تاکید امام بر سروده ی شعر دلاوری و شهادت علی اکبر

بوده و مبلغ هشتصد هزار تومان که به فرموده اش از خزانه آسمانی

می آید .و در مورد چاپ کتاب به صورت مجانی یک نفری را نام برده

که در وزارت ارشاد مشغول کار هست  که کتاب نامبرده را به حساب خودش چاپ نماید من پی گیری می کنم ونتیجه اش را هم خدمت دوستان اعلام می نمایم.

برای یکی از دوستان  شاعر پیغامی گفته  که به اطلاعش رساندم .

جاسم ثعلبی     18/09/1390

 

 

 

 


 
 
ستاره ی من
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
 

 

ستاره ای در آسمان تابیده

ترانه هایی می خواند

به گرمی آفتاب

بدور از بغض های زمانه

و در شبهای مهتابی

برای همه ی سیاره ها

آشنا و پر آوازه

به همه جا تابیده

به رنگهای رنگین کمان

و عاشق همه ی افلاک

جهانی را به سویش کشانیده

این ستاره قشنگ

ستاره ی بخت شماست

هر جا باشی

در کنارت لبخند عشق می زند

تورا از خوابهای زمستانی

با سلام گرمش

بیدار می کند

خوشا به حال آن کسی که تقدیمش  داشت

و در درون قلبش یک  گلی کاشت

گل عشق و زیبایی

گل مهتاب تنهایی

و شادی در خواب  و بیداری

 

تقدیم به بهترین ها ی دلم

به ستاره ی آینده ام

به نگین انگشترم

به عشق ساکن در قلبم

سمیه

17/09/1390     جاسم ثعلبی


 
 
جنگ طف 18(دلیری و شهادت جون موذ ن امام حسین)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
 

 

جون نام  آشنا  بیت  حسین

سالها در نزد این تربت امین

 

با عیال خویش  پیش رهبرش

زندگی کرده به دور از پدرش

 

مادری دارد که دل جوییده دین

مظهری دارد که دل پوییده بین

 

نزد سید العارفین  گشته  فرود

پیش اهل شافعین جسته وعود

 

بارها در  این مکان دل بسته است

تا خدای خویش را دل جسته است

 

در اذان و پشتکار ودر نماز

هر زمان مهماندار ودر نیاز

 

با حسین مانده همی فاخر شده

از  اولاد  هاشمی  نادر   شده

 

جنگ طف وقتی سبایا زد رحال

با رکابش حمل کرد اهل و عیال

 

با شجاعان در سوار کاروان

با  غریبان  در نوار  ساربان

 

مزه ی  تلخ  سفر  را درک کرد

تشنگی و گشنگی  را درک کرد

 

دید درگیری شنید افکارها

عید او گشته  بمیرد  بارها

 

وقت  تنهایی   سید   الشهدا ء

آمد و از وی گرفت مهر قضاء

 

سوی لشکر گاه کفر آمد چو شیر

بر  دریده   جامه هایش این دلیر

 

بی سپر با سیف چندی کشته است

با تبر مجروح و تن شوریده است

 

کوفتند  با پای اسبان جسم او

پاره پاره محو کردند رسم او

 

نام نیکش کربلا ماند  نهان

بارگاهش ماند با ایثار جان

 

20/09/1390


 
 
جنگ طف از دیدگاه شاعر18(ظهور مختار بن عبید ثقفی و انتقام از 248 قاتل جنگ طف)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠
 

دفن کردند کشته ها مردان پاک

کاشتند گلزارها در باغ تاک

 

باز گشته باقی اهل و عیال

در مدینه مستقر گشته اطفال

 

سالها ماندند زنان مالوم را

از خضاب موی سر محروم را

 

تا که چرخ روزگار گردش نمود

تار ومار دشمنان نرمش فزود

 

رفت این سلسله زیر آوارها

حاکمی دیگر نهد دربارها

 

مختار ظاهر شد چراغش در رهی

تا بکوبد ظلم و سازش در گهی

 

احظار کرده با پیام ابن علی

کور جا مانده زجبهه حنفی

 

با گروهی نزد سجاد رفته است

از پلیدان قتال رو جسته است

ناگهان تایید کرد بن حسین

عده ی دو صد چهل هشت لعین

 

احضار کرد مختار صدها کافری

مثله کرده با همان یک داوری

 

تا که جنبیده عبید بن زیاد

با گروهی سر زده سوی عناد

 

لیک مختارآمد وجیشی بجست

سوی قتل این لعین اشکی بشست

 

جنگ گرمی در زمین افراشته

تا لعین بن سعد بر داشته

 

انتقام از سید الکفار  رسید

کشتن او را همین  بهتر درید

 

هیجده ماهی حکومت کم نبود

لاکن از راه امامت دم نبود

 

گفت ابن الحنفی سردار دین

از حسین و زینبش هم دور بین

 

از شیعه بوده وقت کشت ان ظالمان

خواست خالق بهر  قتل کافران

فرقه ای تاسیس کرد مختار را

اسم کیسانی بزد اسرار را

 

اختلاف از دوری سجاد شده

دیده ها از این ملک بر باد شده

 

بعضی از شیعه پسندیدند همین

بعضی رد کردند و کوبیدند زمین

 

داستان جنگ طف پایان رسید

با ثبوت حق به دانایان رسید

 

مر حبا برجان وچشم اشک بار

در محرم کسب کرده اجر وزار

 

قصر دل بشکسته ها معلوم شد

در جوار سیدم مرسوم شد

 

ای خدای مهربان متشکرم

قطره اشکی ریختم بر سرورم

 

*******

 

با تشکر از همه ی دوستان شاعر

که در این مدت ماه محرم ماه خون و ایثار

با من همکاری و همراهی کرده اند اجر و ثواب آنها

با حسین  شهید بی سر کربلا.

جاسم ثعلبی دهم محرم     17/09/1390

 

 


 
 
جنگ طف از دیدگاه شاعر 15(اسراء در شام)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠
 

تک دلی که با حسین آغشته اند

همه دلها عاقبت شرمنده اند

 

واغریبا و احسین وا کوفیان

وا ادیبا وا امین وا کافران

 

همه نوعش مجلسی کرده یزید

پای تختش از ستم پرده درید

 

جمع کرده حاکم و قادات را

قمع کرده سید و سادات را

 

رفت پای منبر حکمش به زور

از بیعت اولاد رسالت زد به زور

 

ناگهان با قید و بند وکشتگاه

زورکی مردان کشیده پرتگاه

 

هیچ از یاران پیغمبر نماند

جز زنان و نبض فرزندش نخواند

 

همه در بند یزید و کافران

از کوفه تا شا مش کشانده یاوران

 

تا که مختاران به شام انداختند

مردم نالان چنین دریافتند

 

این حسین و زادگانش در ره است

هر چه  گویند دشمنان خفته ته است

 

همش با زور و دروغ و ترس و زار

ماندند بر تخت و حکم روزگار

 

رفته رفته محفل سادات رسید

در محل قصر دیوانه یزید

 

پر شده آنجا زهر نوع  آدمی

مسلم وکافر  پدیده  ماتمی

 

نور زد چشم چراغ عدل را

آتش قصرش زمهتاب بدل را

همه می گویند و لیکن السکوت

با ورود زینبیها در قنوت

 

چهره ها چپ کرده دید یاوران

همه با ایثار و گشت  مخلصان

 

تا سکوت حق به مجلس شد نمود

آن ستمگر جز یزید هیچکس نبود

 

سر منور را طلب کرده به دید

پیش منبر برده آن ملعون یزید

 

گفت ای مردم شام و همرهان

هرکه می خواهد بمیرد آنچنان

اسم پیغمبر چو گفته با نوید

مرد حق بر پا شد و ترسش پرید

 

گفت ای ظالم حسین را کشته ای

راه حق و آخرت گم گشته ای

 

آن پیامبر جد من  گر  نشنوی

او حسین آغوش کرده سروری

 

کشتی این اولاد پیغمبر چنین

بچه ها شلاق کردی ای لعین

 

سر بریدی از ادیبان ای عجوز

نسل ما هر گز نخوابد دل بسوز

 

همه در مجلس رها کردند یزید

از ستمگر بودنش دادند امید

 

هر کسی با مهر یاران خواسته

با غریبان  دعوتی   پنداشته

 

گفت آزادی که  محبوب خداست

برده بردن سیدان آن هم جداست

 

زینب جوشیده پا شد از مکان

گفت فرزندان مولا شادمان

 

ذلت و خواری در ایمانم نبود

برده داری در مریدانم نبود

 

دان خدا را افریده جنتی

یکی در دنیا و آخر محنتی

 

باز می گردیم سوی آن دیار

مکه می جوییم بوی کارزار

 

یاد باش ای ظالم بی جان و دین

روزی می آید و نسلش گو مبین

 

از همه راه ها یزیدی ها چو کور

چونکه از قانون عدلش خیلی  دور

 

منتظر مانید شعر دیگرم

دفن اجساد و سر آن سرورم

 

********

 

قصه در شعر بعدی  ادامه دارد.

جنگ طف از دیدگاه شاعر 17(دفن اجساد شهداء)

با تشکر ا ز دوستان شاعر و اجر همگی قبول حق.

جاسم ثعلبی  16/09/1390

 

 


 
 
جنگ طف 15(سر حضرت همراه با اسرا به سوی شام)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
 

عقد های خفته در یزیدیان

و طمع نهفته در سر سپردگان

با بریدن  و همراه کردن سر مبارک

بر نیزه های ظلم و جور

سر در قلعه ی افتخار

با کاروان اسرای حسین

دست بستگان زنجیری

و شلاق خوردگان راه رستگاری

و دل زینب جوشیده

وزین العابدین نا توان

در راه دین و عقیده

به سوی قصر ظلمت

با سلوک رعب و وحشت

در دیار نا آشنای سفیران عشق

و انتظار مردمان مهماندار

در رگ دلهای بیدار

و خروش موجهای  هوشیار

خفته در زندانهای افکار

در صبحگاهان به مناظره

اسرای جنگ ده روزه

همه به انتظار خوارج

چشمها دوخته

ناگاه باز مانده ی لشکر جهاد

درون دریای افکار شام

خسته و استوار

با شلاق زور و غرور

و یزید ملعون

سخنی با نام خدا بر دلهای سیاه

و صلوات پنهانی

و ایستادگی و دلاوری سفیر خون

زینب و  زین العابدین

چنان بر پا شدند

که همه متحیر

و معادله ها متغیر

گفت ای  ستمگر

محمد جد من است

و حسین پاره ی جگرش

گناهی نابخشوده کردی

خیلی زیبا پرده بر داشت

این مفسر قران

و دعاگو و ثناء

همه از گفته هایش شگفت زده

و مجلس به هم خورده

و از درگاه ظلم دوری جسته

سر امام در طشتی از طلا

در جوار شخصی خونخوار

ملاحان منتظر جایزه

شمر ملعون  بن ذوالجوشن

زیر چرخها تا زنده است معذب

هوشش پراکنده

اواره ی جنگلها شده

نواده های تشنه لب

آزادی از قید

و نوش گوارا

بی حسین و راد مردان تشنه خوابیده

د فن اجساد و مانده ای دشمن

افتخاری است که در ماتم کسب شده.

 

سروده جاسم ثعلبی

13/09/1390

 


 
 
جنگ طف از دیدگاه شاعر 14(شام غریبان و فرزندان دلیران)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
 

میدان جولانگاه شده با کشتن سر دار را

جانان نوحه گاه شده با رفتن مختار را

 

اسب و سوار از همه جا می تازد و می سازد

حکم یزید با اسرا می سوزد و می بازد

 

نقش سر دار زمین بر روی نیزه شد نشان

از کربلا تا قصر ظلم بر تیزی کوه ها نهان

 

زینب وصیت داشته طبق همان شد رهنما

از سر برادر تا به ته جوییده حال اسراء

 

دوری راه ها و مسیر و پابرهنه در رهی

اطفال و زن ها و علیل کو مرحمی در خستگی

 

شب بین راه مانده عزاء با سر سردار امین

گریان و گشنه از بلا با قهر و جور ساکنین

 

بچه ها دست بندها کوبیده بر سر از عصا

ای زینبا گویی چه شد دل را بریدند از رها

 

بیتوته کرده لشکر پیروز مندان یزید

با زن و بچه و علیل بهروزی کرده این پلید

 

شام غریبان در ره تنهایی اهل حسین

خوابی ندارند هر گز و جویای رحم کافرین

 

یک طفل آبی خواسته آن یک وجوبی داشته

در یک طنابی بسته اند گویا قطاری ساخته

 

زینب گریبان و حزین بین جموع کفررا

یک پای در پیش علی یک پا دگر سر مُهر را

 

هر کس یه آهی داردش با زینبا گوید ندا

شلاق زنها کوفتند با این هوای بی صدا

 

شب ها به روی بوته ها خوابیده شن های رها

با ناله های بی صدا در خواب دیدن شد جفا

 

بچه به دنبال پدر مادر به دنبال ولی

دلها که خفته ظاهرش باطنش جویای علی

سر روی نیزه ناظر افعال و کردار مُهین

گر چه یکی زجری کشد سر نگه دارد کافرین

 

قصه ادامه دارد.

جنگ طف از دیدگاه شاعر15(اسرای کربلا در شام)

جاسم ثعلبی  14/09/1390

 

 


 
 
جنگ طف از دیدگاه شاعر13(شهادت امام حسین 2)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
 

همه جا آتش گرفته همه جا گرد و غبار

همه جا دوده نهفته همه جا چابک سوار

 

صد هزاران جنگجو از خیمه گاه آمده اند

بهر نبردی با حسین از همه راه آمده اند

 

همگی خیمه زدندآماده ی جنگ و ستم

پای مظلومان تنیده دست جان بافان غم

 

آسمان کربلا را ابر وبادی در گرفت

بارشش خون حسینی شن و خاکش در گرفت

 

دل زینب شب نخفته غم گرفت از همه جا

از دوری تک یاورش دار و ندارش را ره

 

آماده شد شیر خدا تابیده نورش در کنار

باد صبا ورزیده و جوییده گورش در منار

 

یک حمله ای از سروری با شور و شوق این سوار

سوی شهادت گشته و با نور و ذوق این تبار

 

جوییده کس در کارگاه لیکن یکی آمد به رو

سر را برید از آن تنه با ضربه ای از روبرو

 

با نام الله کوفته هر ضریه ی شمشیر را

در زیر پایش مه شده او با همه درگیر را

 

با سیف جدش کوفته سر های بیدار یزید

با استقامت سوخته دلهای اشرار پلید

 

ناگه یکی بانک زده خمیه ها را آتش زنید

با این سوار اجنبی صدها سوار دورش کنید

 

جنگ و جدل تا ساعتی شمشیر ها بشکسته شد

رعب و تعب تا مدتی گلزارها بشکفته شد

 

ناگهان مهر امامت پر زد از خواب رمان

همه جا بیدار کرده جهل و تاب خفتگان

 

گویی خریده سیدم آزادی از زندانها

گویی جهانی گل شده از پوشش قرآنها

داده سرش بر نیزه ای حمل سواران گشته است

جانش رها کرد برد ه ای رمل گناهان گشته است

 

نام حسین بر قله ها تا نام قرآن زنده است

نهضت او پاینده  را تا رسم ایمان مانده است

 

قصه در سروده ی بعدی ادامه دارد.

جنگ طف از دیدگاه شاعر14( مسیر اسرا تا شام مرکز خلافت یزید)